Tuesday، November 10، 2009

مردم سالاری و نظام ولایی

مردم سالاری در نظام ولایی

پیش گفتار

یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه حکومت و دولت، رابطه فرد و دولت است. دولت در خلاء شکل نمی گیرد، بلکه همواره باید افرادی باشند تا دولتی شکل گیرد. به لحاظ این که «انسان» مدنیٌّ بالطّبع می باشد، ضرورتاً باید تشکیلاتی باشد تا عهده دار امور مردم شود. لذا بحث از دولت، بحث از فرد را هم به دنبال دارد. دیدگاه نظام درباره انسان و فرد کمک می کند تا رابطه فرد و دولت بیش تر مشخص شود. در نظامی که برای انسان احترام و کرامت ذاتی قائل است، دولت هم در راستای خیر و سعادت مردم تلاش می کند، نه این که از آن ها به عنوان ابزاری جهت رسیدن به منافع خود استفاده کند. از زمانی که دولت های ملّی در اروپا شکل گرفت، بحث های فراوانی در زمینه رابطه فرد و دولت مطرح شد. به دلیل عدم شناخت انسان و خواسته های مادی و معنوی او، در این زمینه افراط و تفریط های زیادی صورت گرفته است؛ به طوری که در تاریخ غرب دوره ای ملاحظه می شود که انسان هیچ مدخلیت و نقشی در حکومت ندارد و پادشاه نماینده خدا و سایه او در روی زمین تلقّی می شود و در دوره ای دیگر، انسان به جای خدا می نشیند و «اومانیسم» در ادبیات سیاسی و فلسفی غرب، همه چیز را در خدمت انسان قرار می دهد و انسان را فعّالٌ مایشاء می خواند و خواست او را مقدّم بر هر خواسته ای می شمارد. در فرهنگ اسلامی که دیدگاهی ویژه در رابطه با فرد و دولت دارد، انسان از احترام و کرامت خاصّی برخوردار است؛ به طوری که انسان عهده دار مسؤولیت بزرگی در روی زمین است. در قرآن مجید آمده است: «انّاعرضنا الامانة علی السموات والارض والجبال، فأبین ان یحملنها واشفقن و حملها الانسان»1؛ ما امانت (تعهد، تکلیف و ولایت الهی) را بر آسمان ها، زمین و کوه ها عرضه داشتیم، اما آن ها از حمل آن خودداری کردند و از آن هراسیدند، اما انسان آن را بردوش کشید. در جهان بینی اسلامی، گرچه انسان دارای اختیار است، ولی این اختیار و اراده در طول اراده و اختیار خداوند می باشد. انسان در محدوده قوانین و شریعت اسلامی اجازه فعّالیت و اختیار را داراست. در نظام سیاسی اسلام، منشأ حقیقی مشروعیت دولت، خداوند است. دولت اسلامی علاوه بر این که با تکیه بر مردم و در جهت برآوردن خواسته ها و نیازهای مادی و معنوی افراد، تلاش می کند، ولی پیوندی محکم با خدا دارد. در جهان بینی اسلامی، وظیفه دولت هدایت مردم به طرف سعادت ابدی در دنیا و آخرت است. در میان متفکّران اسلامی، گرچه از صدر اسلام تاکنون، مطالب زیادی در زمینه رابطه دولت و فرد نوشته شده است، ولی کامل ترین و جامع ترین دیدگاه را باید در نهج البلاغه جست. حضرت علی علیه السلام در میان مردم می زیست و نیازهای مادی و معنوی آنان را می شناخت. آن حضرت می فرماید: «... انّ محلّی منها محلّ القطب فی الرّحا ینحدر عنّی السّیل ولایرقی الیّ الطّیر...2؛ همانا موقعیت و نقش من در اجتماع همانند میله وسط سنگ های آسیاب می باشد. من همانند قلّه کوهی هستم که سیل از طرف من سرازیر می شود و هیچ پرنده ای یارای پرواز به اوج قلّه من را ندارد.» رابطه فرد و دولت از دیدگاه حضرت 1. مفهوم فرد الف) انحراف صورت گرفته قبل از حکومت علی علیه السلام با توجّه به انحراف سیاسی که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حکومت به وجود آمد و حکومت اسلامی از مسیر خودش خارج شد و مردم در حاشیه قرار گرفتند، نقش علی علیه السلام در احقاق حقوق آن ها قابل ملاحظه است. انحراف سیاسی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در نوع نگاه زمامداران به حکومت و سیاست داشت. نگرشِ خلفای پس از پیامبر اسلام، نگرش جاهلی و قبیله گرایانه بوده، نه اسلام گرایانه.3 حضرت علی علیه السلام درباره تحوّلی که در مردم ایجاد شد، چنین فرمود: «فمنی الناس ـ لعمراللّه ـ بِخَطْبٍ و شماس و تلوّن و اعتراض4؛ به خدا سوگند! مردم در این دوران دچار انحراف و خروج از مسیر مستقیم، رنگ عوض کردن و دوری کامل از حق گردیدند.» این انحراف، امّت را از عدالت دور کرد و مردم به جایی رسیدند که حق و عدالت را بر نمی تافتند و تحمّل نمی کردند. این مناسبات اجتماعی و چنین رفتارهایی، به هیچ وجه با کرامت انسانی و مساوات اجتماعی سازگاری نداشت. خلیفه دوم بارها بر این امر اذعان کرد و گفت: «اجرءُهم واللّه انّ وَلیها ان یحملهم علی کتاب ربّهم و سنّة نبیّهم لصاحبک اما ان ولی امرهم حملهم علی الحجّة البیضاء والصراط المستقیم5؛ به خدا سوگند! پرجرأت ترین این گروه که بتواند مردم را به احکام کتاب و پروردگارشان و سنّت پیامبرشان راه ببرد، سالار تو (علی) است. همانا اگر او عهده دار حکومت ایشان شود، آنان را به راه راست و شاهراه روشن می برد.» ب) تأکید علی علیه السلام بر احقاق حقوق مردم علی علیه السلام همواره بر نقش مردم تأکید می کرد، تا آن جا که به مالک اشتر فرمود: «و باید که در امور ملک و مصالح رعیّت آنچه را که به عدالت اقرب و در احقاق حقوق اعدل باشد و عدالتش عمومیّت داشته باشد نسبت به همه مردم اکمل باشد، رعایت نمائی؛ به آنچه که مردم به آن راضی باشند، اختیار نمائی.»6 ج ) نهی از تجسّس در امور مردم حضرت علی علیه السلام حریم شخصی و قانونی مردم را امن می داند و اعتقاد دارد که حکومت باید از شکستن این حریم امن جلوگیری کند. «و باید که هرچه از نهج شرع تر شود ثابت نشده و به صحت نرسیده باشد، تغافل و تجاهل را شعار خودسازی و به تجسّس و تفحّص آن نپردازی و سخن چینان و غمّازان را زود تصدیق ننمایی و گفتار ایشان را به مقام اعتبار در نیاوری اگرچه ایشان به ظاهر لباس نصیحت و دوست خواهی پوشیده باشند.»7 حضرت علی علیه السلام در نامه ای به یکی از والیان خود، می فرماید: «واخفض للرّعیّة جناحک8؛ در برابر رعیّت، فروتن باش.» آن حضرت در نامه ای به محمد بن ابی بکر، می فرماید: «و أحبّ لعامة رعیتک ما تحبّ لنفسک و اهل بیتک و اکره لهم ما تکره لنفسک و اهل بیتک».9 د) سیاست خلیفه دوم خلیفه دوم، مسلمانان نخستین را بر سایر مسلمانان، مهاجران قریش را بر سایر مهاجران و به طور کلّی، همه مهاجران را بر انصار برتری داد. او عرب را بر عجم و عرب خالص را بر موالی برتری داد و حتی میان نصارای عرب با نصارای غیر عرب تفاوت می گذاشت. سیاست خلیفه تا بدانجا پیش رفت که برای جلوگیری از اختلاط عرب با عجم و آزاده با برده، مردم را موظف به پوشیدن لباس مخصوص خودشان کرد. مسیّب می گوید: عمر را دیدم، در حالی که با چوب دستی خود بر سر کنیزکی زد تا این که مقنعه از سرش افتاد و عمر گفت: «فیم الاَمة تشبّه بالحرّة10؛ چرا کنیزکی خودش را به شکل زنان آزاده در آورده است.» امام صادق علیه السلام می فرماید: «موالی» نزد امیرمؤمنان علیه السلام آمدند و گفتند: ما از این عرب ها به شما شکایت می کنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم عطایا را بین ما و آنان به طور مساوی تقسیم می کرد و سلمان و بلال و صُهیب را به ازدواج زنان آزاد درآورده، اما آنان از انجام دادن [این مساوات]نسبت به ما خودداری می کنند و می گویند این کار را نمی کنیم. امیرمؤمنان علیه السلام نزد آنان رفت و درباره موالی با آنها صحبت کرد. عرب ها فریاد زدند: ای ابوالحسن! از این کار خودداری می کنیم. حضرت علی علیه السلام از نزد آن ها رفت، در حالی که از شدت خشم، ردایش روی زمین کشیده می شد. حضرت علی علیه السلام پس از بازگشت، فرمود: «یا معشر الموالی انّ هؤلاء قد صیّروکم بمنزلة الیهود والنصاری یتزوّجون لا یتزوّجونکم و لا یعطونکم مثل ما یأخذون11؛ ای گروه موالی! بی شک، اینان شما را مانند یهود و نصارا می دانند. از شما زن می گیرند و به شما زن نمی دهند و آنچه را که خود می گیرند، به شما نمی دهند و به طور مساوی تقسیم نمی کنند.» و) دسته بندی افراد از دیدگاه امام علیه السلام حضرت علی علیه السلام مردم را به چند دسته تقسیم می کند:12 1. آنکه در پی فساد نرود، چون خوار و بی مقدار است و بی آلت کارزار، و از مال و منال نابرخوردار. 2. آنکه شمشیر برکشد و همه جا را در فتنه و شرّ کشد، سوار و پیاده اش را فراخواند و خود را آماده فساد گرداند و دینش تباه ـ آلوده گناه ـ چشم او به دنبال نواله ای است، یا به دست آوردن گلّه ای، یا آنکه خواهد بر عرشه منبر نشیند ـ و خود خطیب و واعظ مردمان بیند ـ. چه بد سودایی است که دنیا را بهای خود انگاری و پاداشی را که نزد خدا داری، به حساب نیاری! 3. آنکه با کاری که آخرت راست، دنیا را جوید و بدانچه در دنیا کند، راه آخرت را نپوید، تن آسان و آسوده خیال، آرام گام بردارد و دامن به کمر در آرد و با زیورِ دروغین، خویش را امین مردم شناساند و پرده پوشی خدا را وسیله معصیت گرداند. 4. آنکه خُردیِ همّت و نداشتن وسیلت، او را از طلبِ حکومت بنشاند، تا بدآنچه در دست دارد، بسنده کند. خود را به زیور قناعت بیاراید و در لباس تارک دنیا در آید، حالی که شب یا روزی نبوده است که زهد بپاید. 5. اما مردمانی دیگرند که یاد قیامت، دیده شان را فروخوابانیده و بیم رستاخیز سرشکشان را روان گردانیده، یا از مردم گریزانند و یا مقهور و ترسان، یا خاموش و دهان بسته و یا از روی اخلاص به دعا نشسته، یا گریان و دلشکسته. از پرهیز، در گمنامی خزیده و خواری و مذلّت را به جان خریده، گویی به دریایی شور غوطه ورند، دهانهایشان بسته و دلهایشان خسته، از پند بی حاصل به ستوهنده و از چیرگی جاهلان، ذلیل؛ پیاپی کشته می شوند و از آنان نمانده است جز قلیل. پس دنیا را خُرد مقدارتر از پرکاه و خشکیده گیاه بینید و از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آنکه پسینیان از شما عبرت گیرند. دنیای نکوهیده را برانید، چه او کسانی را از خود رانده است که بیش از شما شیفته آن بوده اند. حضرت علی علیه السلام با شناختی که از جامعه و افراد دارد، جامعه را کالبد شکافی نموده و اهداف و نیّات افراد را بازگو می کند و به مردم اعلام می کند که گول ظواهر افراد و دنیا را نخورند و به دنبال سعادت همیشگی و دائمی که همان بهشت است، باشند. به خاطر همین بود که دشمنان وجود آن حضرت را بر نمی تافتند و به هر شکلی، درصدد مانع تراشی و ضربه زدن بر می آمدند، حتّی به اسم دین و برپایی سنّت پیامبر! 2. مفهوم دولت واژه دولت به معانی زیادی به کار رفته است؛ از جمله: 1. گردیدن و از حالی به حالی شدن؛ 2. بخت و اقبال؛ 3. مال و مقام؛ 4. قدرت. مهم ترین معنایی که جامع است و معانی دیگر را در بردارد، معنای آخر است. امروزه در نظام های مختلف سیاسی، مهم ترین ویژگی هر دولت و حکومتی «قدرت» است، خواه منشأ قدرت اقتصاد باشد، خواه سیاست و یا چیزهای دیگر. قدرت در نهاد دولت نهفته است؛ به همین جهت، این مطلب را در سخنان حضرت علی علیه السلام به نحوی می توانیم مشاهده کنیم: «واکظم الغیظ و تجاوز عن المقدرة و احلم عند الغضب و اصفح مع الدولة تکن لک العاقبة13؛ خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر و گاه خشم، در بردباری بکوش و به هنگام قدرت، از گناه چشم بپوش تا عاقبت، تو را باشد.» همچنین از آن حضرت نقل شده است: «تجاوز مع القدرة و احسن مع الدولة تکمل لک السیادة14؛ و به وقت توانائی، درگذر و با داشتن قدرت احسان و نیکی کن تا بزرگی و سیادت برای تو کامل شود.» در هردو بیان فوق، واژه قدرت و دولت با هم آمده است. نیز آن حضرت می فرماید: «واحذر الشریر عند اقبال الدولة لئلاّ یُزیلها عنک و عند ادبارها لئلاّ تعیّن علیک15؛ به وقت روی آوردن دولت، از اشخاص شرور پرهیزکن که مبادا آن دولت از تو زایل شود. و به وقت پشت گردانیدن دولت، از آنان پرهیزکن که مبادا بر ضدّ تو یاری و همراهی کنند.» گرچه دولت، حقّ استفاده از قدرت و زور را دارد، اما حقّ استبداد و ظلم را ندارد. در عهدنامه مالک اشتر چنین آمده است: «مبادا بگویی که من اکنون بر آنان مسلّطم، از من فرمان دادن است و از آنان اطاعت کردن که این، عین راه یافتن فساد در دل، و خرابی دین و نزدیک شدن تغییر و تحوّل (قدرت) است. و اگر قدرتی که از آن برخورداری نخوتی در تو پدید آورد، خود را بزرگ شمردی، بزرگی حکومت پروردگار را که از تو برتر است، بنگر که چیست؟ و قدرتی که بر تو دارد و تو را بر خود، آن قدرت نیست، که چنین نگریستن سرکشی تو را می خواباند و تندی تو را فرو می نشاند و عقلِ از دست رفته ات را به تو باز می گرداند. بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را همنبرد خوانی، و در کبریا و عظمت خود را همانند او دانی که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و خودبین را بس بی مقدار می گرداند.»16 برخورد حضرت علی علیه السلام با خوارج که ضدّ دولت بودند، بهترین نمونه برای تبیین جایگاه دولت و حکومت قانونمند است. خوارج که مردمانی مقدّس مآب، کج اندیش و بی بصیرت بودند، پس از آن که در پیکار صفّین، متارکه جنگ را ـ در پی بر سر نیزه شدن قرآن ها از جانب سپاهِ در حال شکست معاویه ـ به امام تحمیل کردند و کار به حکمیّت سپرده شد، با سردادن شعار «لاحکم الاّ للّه»، امام علیه السلام را محکوم کردند که چرا حکمیّت را پذیرفته است. حضرت علی علیه السلام در پاسخ آن ها فرمود: برای هیچ جامعه ای چاره ای جز پذیرش حکومت و دولت نیست. حضرت علی علیه السلام تلاش کرد به آنان بفهماند که اصلاً امکان ندارد که جامعه ای باشد و دولت نداشته باشد. امام علی علیه السلام در پاسخ خوارج که وجود دولت را منکر می شدند، فرمود: «کلمة حقٍّ یراد بها باطل، نعم انّه لا حکم الاّ للّه، ولکن هؤلاء یقولون لا إمرة الاّ للّه و انّه لابدّ للنّاس من امیر، برّ او فاجر، یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر17؛ سخنی است حق که بدان، باطلی را می خواهند. آری، حکم جز حکم خدا نیست اما اینان می گویند: فرمانروایی و حکومت جز برای خدا روا نیست، در حالی که مردم دولتی و حاکمی می باید نیکوکار با تبهکار، تا در حکومت مرد با ایمان کار خویش کند و کافر بهره خود را برد.» حضرت علی علیه السلام می فرماید: «والٍ ظلوم غشوم خیرٌ من فتنةٍ تدوم18؛ والی ستمگر و بسیار ظلم کننده بهتر است از فتنه ای که دائمی باشد.» و می فرماید: «دولة العادل من الواجبات19؛ دولت عادل از واجبات است.» نیز می فرماید: «مِنْ اعود الغنائم دولة المکارم20؛ بهترین غنیمت برای مردم، دولت نیکان است.» ماهیّت دولت اسلامی در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام دولت دو گونه است: 1. دولت الهی؛ 2. دولت مردمی. مشروعیّت حکومت از سوی خداوند و مقبولیّت آن از سوی مردم تأمین می شود. هیچ دولتی بدون اتّکاء بر مردم نمی تواند شکل بگیرد. حضرت علی علیه السلام در این رابطه می فرماید: «امّا والذی فلق الحبّة و برأالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة بوجود الناصر، و ما اخذ اللّه علی العلماء ألاّ یقارّوا علی کظّة ظالم و لاسغب مظلوم، لاَلقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اوّلها و لاَلفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطة عنز21؛ به حقّ آنکه دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور حاضران و اتمام حجّت با اعلام وجود ناظران نبود، و اگر خداوند از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر پرخوری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان هیچ آرام و قرار نگیرند، بی تأمّل ریسمان مهار خلافت را بر گردنش می افکندم و با همان جام نخست آخرش را هم سیراب می کردم. بی گمان خوب دریافته اید که این دنیای شما نزد من بی ارج تر از آبی است که از بینی بُزی هنگام عطسه کردن بیرون می افتد.» حضرت علی علیه السلام تصریح می فرماید که چندان تمایل به قبول خلافت و حکمرانی نداشت و آنچه او را وادار به پذیرفتن خلافت کرد، دو پیمان و وظیفه زیر بود: 1. وظیفه شرعی: «اما اخذ اللّه علی العلماء...». 2. وظیفه مردمی: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة...». حضرت علی علیه السلام معتقد بود که حکومت با خواست و رضایت مردم شکل گیرد. وقتی مردم بعد از کشته شدن عثمان، نزد حضرت علی علیه السلام آمدند تا با او بیعت نمایند، آن حضرت فرمود: «ففی المسجد، فانّ بیعتی لاتکون خفیّاً و لاتکون الاّ عن رضی المسلمین22؛ پس مراسم بیعت در مسجد باشد، زیرا بیعت با من مخفی نیست و جز با رضایت مسلمانان عملی نیست.» دولت حقّ زمانی می تواند اعمال قدرت نماید و در اهداف و برنامه های خود توفیق یابد که پیوسته از «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» برخوردار باشد. دولت اسلامی مشروعیت و حقانیّت خود را از جانب خدا می یابد و بر اساس خواست و رضایت مردم تحقّق می پذیرد و با حمایت و مشارکت مردم، قدرت اجرایی و توفیق تحقّق اهداف الهی و قوانین حکومتی را با تکالیف شریعت مقدّس اسلام کسب می کند. در نهج البلاغه آمده است: ابن عباس گفت: در منطقه «ذی قار»، در مسیر حرکت به سوی بصره، در جنگ جمل، در حالی که حضرت علی علیه السلام به پینه زدن کفش خویش مشغول بود، نزد آن حضرت رفتم. آن حضرت به من فرمود: این کفش چقدر ارزش دارد؟ گفتم: ارزشی ندارد. آن حضرت فرمود: «واللّه لهی اَحبّ الیّ من امرتکم الاّ ان اقیم حقّاً او ادفع باطلاً23؛ به خدا سوگند! این کفش در نزد من از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر این که حقّی را برپا سازم و یا باطلی را دفع نمایم.» حضرت علی علیه السلام می فرماید: «خدایا! تو می دانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه به خاطر رسیدن به چیزی از بهره های ناچیز دنیا؛ بلکه مقصد آن است که نشانه های دین تو را به جامعه باز گردانم و اصلاح را در شهرهای تو آشکار نمایم تا بندگان ستمدیده ات را امنیّت فراهم آید، و حدود اجراء نشده ات به اجرا در آید.»24 حضرت علی علیه السلام اهداف حکومت را چنین مشخص می کند: 1. بازگرداندن نشانه های دین به جامعه. 2. اصلاح: اینکه حضرت علی علیه السلام اصلاح را در مرتبه دوم ذکر کرده اند، معلوم می شود که اصلاح از نشانه های دین است و برای دین ضروری و جزو وظایف حکومت است. 3. امنیّت. 4. اجرا شدن حدود اسلامی. امنیت و اجرا شدن حدود اسلامی، از نشانه های اصلاحات است. 3. رابطه متقابل فرد و دولت رابطه فرد و دولت متقابل است، نه یک جانبه. این گونه نیست که مردم فقط اطاعت پذیر و تسلیم محض باشند و دولت هرچه اراده کند، انجام دهد. بین دولت و فرد «تعامل» وجود دارد؛ لذا نسبت به یکدیگر وظایفی دارند: الف) وظایف زمامداران (دولت) وظایف دولت از نظر حضرت علی علیه السلام شامل دستورالعمل هایی است که آن حضرت به زمامداران و کارگزاران خود می دهد. اینک مواردی از وظایف زمامداران را ذکر می کنیم: 1. اقامه حقّ همان طوری که قبلاً ذکر شد، حضرت علی علیه السلام در حالی که مشغول دوختن کفش پاره خود بود، سؤال کرد: قیمت این کفش چقدر است؟ ابن عباس عرض کرد: ارزشی ندارد. آن حضرت فرمود: «همانا حکومت در نظر من از این کفش هم بی ارزش تر است، مگر این که اقامه حقّ و عدل کنم و باطلی را از بین ببرم.»25 2. ایجاد امنیّت و آرامش از مهم ترین وظایف دولت اسلامی این است که در تمامی زمینه ها، امنیّت را بر قرار سازد. امنیّت فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باید برای همه مردم باشد. نباید فقط گروه خاص حاشیه امن داشته باشند و به کار و کوشش مشغول باشند و عدّه ای از کار و کوشش و فعالیّت های مختلف محروم باشند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «فیأمن المظلومون من عبادک26؛ تا بندگان ستمدیده ات امنیّت داشته باشند.» حضرت علی علیه السلام وظایف اوّلیه مالک اشتر را چنین بیان می کند: 1. جبایة خراجها؛ جمع آوری مالیات. 2. عمارة بلادها؛ آبادی شهرها. 3. جهاد مع عدوّها؛ جنگ با دشمنان. 4. استصلاح اهلها؛ اصلاح انسان ها و امور آنها. حضرت علی علیه السلام در رأس وظایف مالک اشتر در رابطه با مردم، مسأله جمع آوری مالیات را مطرح می کند. با توجّه به این که حضرت فردی ادیب و حکیم است و این گونه افراد سنجیده و دقیق صحبت می نمایند و هر جمله و کلمه ای را در جای مناسب می آورند، از این که آن حضرت جمع آوری مالیات را در رأس وظایف مالک اشتر شمرده است، فهمیده می شود که در امر حکومت و مملکت داری، «بودجه» اهمیّت بسیار فراوانی دارد. به عبارت دیگر، آن حضرت می فرماید: اوّل باید مالیات بگیری و پول و امکانات داشته باشی و بعد شهرها را آباد کنی و با دشمنان بجنگی و افراد را اصلاح نمایی. 3. برپاداشتن حدود الهی حضرت علی علیه السلام می فرماید: دولت نه تنها باید از مرزهای جغرافیایی و حریم زندگی افراد مواظبت نماید، بلکه باید از حریم و مرزهای عقیدتی و ارزشی جامعه پاسداری کند، تا بدعت، تحریف و فساد در جامعه صورت نگیرد. آن حضرت می فرماید: «انّه لیس علی الامام الاّ... اقامة الحدود علی مستحقّیها27؛ همانا بر امام است... جاری ساختن حدود بر افرادی که سزاوار آن هستند.» 4. ایجاد عدالت اجتماعی حضرت علی علیه السلام قربانی عدالت خویش بود. منش و روش او این نکته را تأیید می کند. آن حضرت در ایجاد عدالت و بسط آن در جامعه و کم کردن فاصله طبقاتی از هیچ کوششی دریغ نکرد. حضرت می فرماید: «فما جاع فقیر الاّ بما مُتّع به غنّی28؛ پس فقیری گرسنه نماند، جز آن که توانگری از حقّ او، خود را به توانایی رساند.» 5. مردمی بودن زمامداران «مردم» منشأ مقبولیت دولت اسلامی و از ارکان آن هستند. کارگزاران باید خودشان را از مردم بدانند و جدای از آنان نباشند. مردمی بودن زمامداران زمانی صورت واقعی و به دور از تصنّع و تکلّف خواهد داشت که مردم در بینش آنان جایگاهی واقعی داشته باشند و آنان خود را خدمتگزار مردم و برای مردم بدانند. پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «الخلقُ عیالُ اللّه، فاَحبّ الخَلقِ الی اللّه مَن نفع عیال اللّه29؛ مردم خانواده و عیال خدایند. پس محبوب ترین افراد نزد خدا، کسانی هستند که بر عیال خدا خدمت کنند.» 6. تواضع در برابر مردم زمامدار باید با مردم از روی تواضع و فروتنی رفتار نماید، نه از روی تکبّر و غرور. «واخفض للرّعیّة جناحک30؛ در برابر مردم، فروتن باش.» 7. مشورت کردن با مردم مشورت در امور مردم و دوری کردن از استبداد و خود رأیی، از مهم ترین کارها در راه و رسم مدیریتی حضرت علی علیه السلام است. آن حضرت با این که از مقام عصمت برخوردار بود، اما پیوسته با دیگران مشورت می کرد و به کارگزاران خویش هم این مسأله را گوشزد می کرد. ب) وظایف مردم در مقابل دولت همان طوری که بیان شد، رابطه فرد و دولت، دو طرفه است. در مقابل خدمات و تلاش هایی که دولت جهت رفع نیازها و احتیاجات مادی و معنوی مردم انجام می دهد، افراد هم وظایفی خاص دارند که باید انجام دهند؛ از جمله: 1. پرداختن و اداکردن حقوق مالی دولت اسلامی با مشکلات و سختی های زیادی در راه انجام وظایف مادی و معنوی خویش رو به رو می شود و به تنهایی قادر به انجام وظیفه خود نیست. لذا یکی از وظایف افراد این است که حقوق مالی (مالیات) خویش را اداء نمایند. 2. مشورت با دولت حضرت علی علیه السلام بارها در نهج البلاغه به نقش مردم تأکید می کند و به کارگزاران خویش گوشزد می کند که با مردم مشورت کنند: «از بنده خدا، علی بن ابی طالب، امیرمؤمنان به نیروهای مسلّح و نگهدارنده مرزها. اما بعد، حقّی که بر والی و زمامدار انجام دادن آن لازم است، این است که فضل و برتری که به او رسیده و مقام خاصّی که به او داده شده است، نباید او را نسبت به مردم دگرگون کند و این نعمتی است که خداوند به او ارزانی داشته است، باید هرچه بیشتر او را به بندگان خدا نزدیک و نسبت به برادرانش رئوف و مهربان سازد. آگاه باشید، حقّ شما بر من این است که جز اسرار جنگی، هیچ سرّی را از شما پنهان نسازم و در اموری که پیش می آید، جز حکم الهی، بدون مشورت شما کاری را انجام ندهم.»31 حضرت علی علیه السلام می فرماید: «شاور ذوالعقول تأمن الزّلل و النّدم»32؛ با خردمندان مشورت کن، تا از لغزش ها و پشیمانی ها ایمن گردی.» آن حضرت وظیفه مردم و دولت را چنین بیان می کند: «ای مردم! مرا بر شما حقّی است و شما را بر من حقّی که خیر خواهی از شما دریغ ندارم و حقّی که از بیت المال دارید بگزارم، شما را تعلیم دهم تا این که نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید. اما حقّ من بر شما این است که به بیعت وفا کنید و در نهان و آشکار حقّ خیرخواهی را ادا کنید و چون شما را بخوانم، بیایید و چون فرمان دهم، بپذیرید و از عهده برآیید.»33 حضرت علی علیه السلام در دوران زمامداری خود، طوری رفتار می کرد که مردم به راحتی نزد آن حضرت می رفتند و مشکلات خود را با او در میان می گذاشتند. آن حضرت با مردم مشورت می کرد و مشکلات حکومت را با آنان در میان می گذاشت و از آنان راهنمایی و مشورت می خواست. از این رو، به مردم می فرمود: «با من چنان که با جبّاران سخن می گویند، سخن نرانید، و چنان که با مستبدّان محافظه کاری می کنند، از من کناره مجویید و با ظاهر آرایی و به طور تصنّعی آمیزش مدارید و شنیدن حق را بر من سنگین نپندارید، و نخواهم مرا بزرگ انگارید، چه آن کس که شنیدن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود، کار به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس، از گفتن حق، با رأی دادن در عدالت باز نایستید که من خویشتن را برتر از آن نمی دانم که اشتباه نکنم و نه کار خویش را از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.»34 حضرت علی علیه السلام بارها مردم و کارگزاران را به «وفای به عهد» توصیه می کند و از آنان می خواهد که ثابت و استوار باشند و از طرف دیگر، داد سخن و اعتراض سر می دهد و به طلحه و زبیر که پیمان خویش را با علی علیه السلام شکستند، اعتراض و نفرین می کند. آن حضرت می فرماید: «و بایعنی الناس غیر مستکرهین ولا مجبرین بل طائعین مخیّرین35؛ مردم بدون اکراه و اجبار و از سر میل و اختیار با من بیعت کردند.» حضرت علی علیه السلام قطع رابطه بین مردم و دولت را، نشانه انحطاط و زوال دولت می داند و به وحدت و یکپارچگی بین آن ها اشاره می کند: «هان! بهوش باشید که دست از ریسمان اطاعت برگرفته اید و با تجدید رسوم جاهلیت، دژ محکم الهی را درهم شکسته اید. خداوند بر این امت منّت نهاد و به الفت، آنان را با یکدیگر پیوند داد که در سایه آن زندگی کنند و در پناه آن بیارامند. این، نعمتی است که هیچ یک از آفریدگان بهایش را نمی داند. زیرا بهای الفت و یگانگی از هر بهایی گرانقدرتر و از هر چیزی پر ارزش تر است. و بدانید که شما پس از هجرت به خوی باده نشینی بازگشتید و پس از پیوند دوستی، دسته دسته شدید. با اسلام جز به نام آن بستگی ندارید و جز نشان آن را نمی شناسید...»36. پی نوشت ها: 1. احزاب / 72. 2. نهج البلاغه، خطبه 3، (شقشقیه). 3. برترین هدف و برترین نهاد، ص 45. 4. پرتوی از نهج البلاغه، (ترجمه مرحوم طالقانی)، سید محمد مهدی صفری، چاپ ارشاد، ص 135. 5. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 52. 6. نظامنامه حکومت، محمد بن کاظم محمد فاضل شهری، ترجمه مهدی انصاری، ص 94. 7. همان، ص 98. 8. نهج البلاغه، نامه 53. 9. برای همه رعیّت خود آنچه برای خود و خاندانت دوست داری، دوست بدار و برای آن ها آنچه برای خود و خاندانت نمی پسندی، مپسند. (تحف العقول، ص 123.) 10 و 11. الطبقات الکبری، ج 7، ص 137. 12. نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، خطبه 32. 13. همان، نامه 69. 14. شرح غررالحکم و دررالکلم، جمال الدّین محمد خوانساری، ج 3، ص 297. 15. همان، ج 2، ص 273. 16. نهج البلاغه، نامه 53. 17. همان، خطبه 40. 18. شرح غررالحکم، ج 6، ص 236. 19. همان، ج 4، ص 10. 20. همان، ج 6، ص 34. 21. نهج البلاغه، خطبه 3. 22. تاریخ طبری، ج 4، ص 427. 23. نهج البلاغه، خطبه 33. 24. همان، خطبه 131. 25. همان، خطبه 33. 26. همان، خطبه 131. 27. همان، خطبه 105. 28. همان، حکمت 328. 29. الکافی، ج 2، ص 164. 30. نهج البلاغه، نامه 46. 31. همان، نامه 50. 32. غررالحکم، ج 2، ص 263. 33. انساب الاشراف، ابوالحسن احمد بن یحیی البلاذری، ج 6، ص 142 ـ 145. 34. نهج البلاغه، خطبه 216. 35. ر.ک: نهج البلاغه. 36. همان، خطبه 193. http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4786&id=39527

برچسبها:

Thursday، May 07، 2009

http://www.parsbarg.com/Ph-Gallery/Ph-G.htm

Thursday، April 23، 2009

فرهنگ پارسی گویان شبه قاره

معرفي پارسي گويان شبه قاره در پاكستان
انتشار كتاب آثارالشعراء در اسلام آباد
به همت مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان در اسلام آباد كتاب آثار الشعراء (فرهنگ شعراي فارسي گوي شبه قاره) در قطع رحلي و 521 صفحه منتشر شد. اين كتاب گرانسنگ را دكتر سيد محمد اكرم اكرام ،استاد گرانقدر زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پنجاب (لاهور) با همكاري چند تن از پژوهشگران گردآوري و تدوين كرده است. در كتاب آثارالشعراء فهرستي از اسامي و آثار شش هزار شاعر پارسي گوي (ازدوران مسعود سعد 515هجري قمري تا دوران علامه اقبال 1357هجري قمري ) گردآوري و ترتيب يافته است. تلاش هاي نخستين ترتيب و تدوين اين اثر ارزنده از سال 1381 در لاهور و با همكاري خانه فرهنگ ج.ا.ايران (محمد سعيد معزالدين) و چند تن از پژوهشگران با نظارت و سرپرستي دكتر اكرم شاه آغاز گشت و به همت مركز تحقيقات فارسي در اسلام آباد به انجام رسيد. شيوه پژوهش و گردآوري و ارايه متن در اين كتاب به شيوه فرهنگ نگاري و ارايه فهرستي مي باشد كه با نام و عنوان و تخلص شاعر آغاز مي شود و سپس به منابع و مراجع و ماخذي كه زندگي نامه و آثار شاعر در آن درج شده است اشاره مي گردد. در تدوين كتاب، افزون از كتب چاپي مرجع و تاريخ و ادب از تذكره هاي خطي و دستنويس نيز استفاده شده است. كتاب آثار الشعراء كه با پيش گفتار رايزن فرهنگي ج.ا.ايران و سرپرست مركز تحقيقات فارسي آقاي سيد مرتضي آْل صاحب فصول و مقدمه آقاي دكتر اكرم شاه انتشار يافته است در نوع خود اثري كم نظير و در خور توجه و بهره برداري براي استادان و دانشجويان و پژوهشگران حوزه گسترده و غني زبان و ادبيات فارسي است تا از اين رهگذر با نام و آثار شاعران پارسي گوي منطقه وسيع شبه قاره كه بخش عظيمي از پيشينه فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني و ادب فارسي را در برمي گيرد، بيش از پيش آشنا گردند.

برچسبها:

Friday، March 20، 2009

بهار رویش جوانه امید

بهار رويش جوانه ها بهار، هنگام رويش جوانه ي اميد و زندگي بر شاخساران بهار، ترنم چشمه هاي زلال و گواراي آب حيات در جويبار طبيعت بهار، گاه شور و نشاط و طراوت و تازگي بهار، فصل وصل آفرين دوستي ها و پيوندها بهار، آغازي ديگر براي دگرگوني دل ها و انديشه ها بهار، فرصتي نو براي دوست داشتن و عشق ورزيدن بهار، ياد کرد عزيزان از دست رفته و شهيدان سرفراز بهار، رويش برگي ديگر بر درخت زندگي بهار، درسي نو و شناختي ژرف براي سرسبزي دل و پالايش روان بهار، امکان فرصتي ديگر براي تجديد عهد و پيمان با آفريدگار زيبايي بهار، افزايش شوق نيايش و راز و نياز بهار، نکوداشت حماسه آفرينان سترگ حادثه هاي بزرگ بهار، خط بطلان بر همه ي سردي ها، پژمردگي ها، حسادت ها و نامردي ها

Thursday، March 19، 2009

سفره هفت سین

نام کتاب : سفره هفت سین (مجموعه بچه های آفتاب جلد5) نویسنده : سعید معزالدین
تصویرگر : معصومه فولادیان ناشر : انتشارات فقه تاریخ انتشار: بهار 1386
شمارگان : 50000

Sunday، March 08، 2009

نهم ربیع الاول ، روز نخست امامت ولی عصر -عج

نهم ربیع الاول ، روز نخست امامت ولی عصر-عج
نهم ربیع الاول 260 هجری قمری به عنوان روز نخست امامت ولی عصر (عج) از جهات متعددی دارای اهمیت است، این روز ضمن اینکه در زمان خود به عنوان مهمترین رویداد جامعه اسلامی تلقی می شد در تمامی سالروزهای یازده قرن گذشته نیز از همان اعتبار و اهمیت برخوردار بوده است چراکه وقوع آن در زمان خود حاوی پیام های متعددی برای حکومت و جامعه مسلمین بود. بررسی تاریخ نشان می دهد اگر موضوع آغاز امامت ولی عصر (عج) به مانند سایر امامان مطرح می شد به یقین یا جامعه از پذیرش یا باور آن سرباز می زد و یا حکومت های زورمدار حاکم بر امت اسلام از وقوع آن جلوگیری می کرد. از این جهت بستر چگونگی آغاز امامت ولی عصر (عج) سالها پیش از تولد و حتی با چگونگی معرفی امامان دهم و یازدهم آماده سازی شد تا در نهایت حیله های دشمنان در مقابله با اصل امامت کارساز نشود و عقاید سست بسیاری از مسلمانان آن زمانه نیز از باور امامت آخرین منجی عاجز نشوند. سیر مظلومیت امامت از حضرت علی (ع) آغاز شده بود که در مسیر خود صلح مظلومانه و تحمیلی امام حسن مجتبی(ع) و قیام خونین اباعبدالله الحسین(ع) را نیز تجربه کرده و در پس دو قرن نتیجه ای را رقم زده بود که ناگزیر موضوع امامت حضرت حجت (عج) را متمایز می کرد و تدبیری دیگر را می طلبید و از این جهت اراده خداوند برای امامت حضرت مهدی (عج) در غیبت، انتظار و ظهور قرار گرفت به همین جهت توجه به تاریخ و چگونگی آغاز امامت آن حضرت در حکومت اسلامی هم یک ضرورت و هم یک تکلیف است. فلسفه غیبت امام عصر (عج) امام دوازدهم شیعیان، حجَة ابن الحسن المهدی عجل الله فرجه الشریف، در شب جمعه نیمه شعبان سال 255 قمری ولادت یافت، از آن زمان تا سال 260 قمری که پدر بزرگوارش امام حسن عسکری(ع) به شهادت رسید، همواره در نهان می زیست و جز معدودی از خواص اصحاب پدرش، کسی و خصوصاً دستگاه جائر خلفای عباسی از زنده بودن و احوال او آگاهی نداشتند. در روز شهادت امام عسکری(ع) یعنی روز هشتم ماه ربیع الاول، که عده ای از مردم برای مراسم تشییع و خاکسپاری آن حضرت آمده بودند، در انظار ظاهر گردید و عموی خود، جعفر کذاب را که آماده نمازگزاردن بر پیکر امام یازدهم شده بود، به کنار زد و بر پیکر مطهر پدر نماز گزارد. همین که این خبر در شهر منتشر گردید، ماموران المعتمد، خلیفه عباسی، به خانه امام عسکری(ع) هجوم آوردند تا مهدی(ع) را بیابند و گردن زنند، امام دوازدهم، به امر خداوند حکیم، از انظار غایب شد و دوران غیبت صغری آغاز گردید که تا سال 329 قمری ادامه داشت.(1)اهمیت اعلام عمومی و رسمی آغاز امامت ولی عصر(عج) در عصر غیبت با بررسی تاریخ عصر غیبت صغری تردیدی باقی نمی ماند که حرکت امام عصر(عج) در نماز گزاردن بر پیکر پدر بزرگوارش و برخورد با عمویش جعفر پسر امام هادی(ع) و برادر امام حسن عسکری(ع) در این مسیر در راستای اعلان عمومی آغاز امامت ایشان صورت گرفته زیرا در مهمترین رویداد دنیای اسلام در آن روز حضرت مهدی(عج) به عنوان پیش نماز، بر پیکر پدرش نماز خواند تا اصلح بودن خود بر مدعیان را اعلام و مسیر سبز حرکت امامت را از انحراف مصون نگه دارد. نه فقط امروز بلکه در طول تمام سالیان یازده قرن گذشته از دوران انتظار اهمیت اعلام عمومی و رسمی روز آغاز امامت ولی عصر(عج) از اهمیت بسیار والایی برخوردار بوده است و این اعلام رسمی و عمومی باید با استفاده از تمام قابلیتها باشد. در عصر حاضر و در دوران انقلاب اسلامی انتظار از حکومت برای اعلان عمومی این رویداد به بهترین وجه و رسمی ترین صورت انتظاری است که از عمق معارف مهدوی برخاسته است. در این میان استفاده از ابزارهای مختلف از سوی حکومت برای تبیین ضرورت غیبت و ویژگی های امامت ولی عصر(عج) نه تنها یک ضرورت بلکه به عنوان تکلیفی بر منتظران مورد درخواست از نظام اسلامی است. نکته ای که بسیاری مواقع مورد اشکال برخی واقع می شود این است که چه ضرورتی دارد پس از سالروز شهادت امام حسن عسگری(ع) جشنی بزرگ و شاد برپا شود؟ اگر بپذیریم که برپایی جشن ها و مراسم های شادی برای انتقال پیام امامت و ولایت است و در راستای تحقق توسعه فرهنگ مهدوی صورت می پذیرد بسیاری از این انتقادات پاسخ داده خواهد شد. در حقیقت برپایی جشن های مهدوی در سالروز آغاز امامت ولی عصر(عج) به منظور بهره‌مندی هرچه بهتر از ابزار جشن و در سایه آن هنر و شاخه های مختلف اطلاع رسانی است تا در این مسیر توده ها و آحاد ملت بتوانند در مجالس مهدوی با معارف اهل بیت(ع) به ویژه حضرت مهدی(عج) آشنا شوند و جشن تنها قالب و ابزاریست برای انتقال پیام. ناگفته پیداست در صورتی که امام عصر(عج) در زمان شهادت پدرش در بین عموم به اعلان عملی ولایت خود نمی پرداخت مسیر امامت دچار انحراف می شد و امروز نیز هویداست که در صورت فقدان برنامه ریزی برای جاری ساختن پیوسته معارف غیبت، انتظار و ظهور دچار غفلت عمومی جامعه خواهیم شد.همانگونه که اکنون برخی از جشن های غربی در حال ریشه دوانیدن در فرهنگ اسلامی جامعه هستند و در تقابل با آن برخی روزهای بزرگ اسلامی نیز آرام آرام فقط در صفحات تاریخ باید جستجویشان کرد که این خود تذکری جدی بر نظام اسلامی است تا دریابد حرکت خزنده تهاجم فرهنگی این بار نه در لباس ظاهر بلکه در هاله ای از توطئه و تزویر در زیر پوست فرهنگ اسلامی در حال رخنه است که این روزها جشن ولنتاین غربی ها نمونه بارز آن شده است. در سه دهه گذشته از وقوع انقلاب اسلامی و بویژه در دهه سوم آن شاهد حرکت های بنیادی در عرصه توسعه فرهنگ مهدویت در کشور بوده ایم بگونه ای که امروزه شاهد تاسیس و فعالیت دهها نهاد و موسسه با محوریت فعالیت های مهدوی هستیم. رویکرد نظام اسلامی به برجسته سازی معارف مهدوی و حمایت از آن به عنوان یک راهبرد در جهانی سازی از سوی دنیای اسلام و نیز ایجاد بسترهای تبیین ابعاد آن در جهانی شدن اسلام ناب محمدی انتظاراتی را نیز ایجاد کرده که از آن جمله اعلام رسمی شدن عید آغاز امامت ولی عصر(عج) است که به نظر می رسد تبدیل شدن آن به عنوان جشنی رسمی در نظام اسلامی ضمن مقابله با برخی جشن های بی پایه که ریشه در فرهنگ غرب دارد بر گسترش و تحکیم فرهنگ اسلامی خواهد افزود. منبع:http://www.bfnews.ir/vdchinkjldiljknlnglggfmhjfdgpfhklhlolnekonglicaphfgcabjbmbjbibfognonebmnhnooedohbhcnlpekolgbjhbibaaokpcbeoa.html

حکومت پایانی جهان از منظر کلام خدا و معصومان ع

حکومت پایانی جهان از منظر کلام خدا و معصومان علیهم السلام «حکومت پایانی جهان از دیدگاه آیات و روایات» نام کتابی است به قلم علیرضا عظیمی‌فر . در این کتاب که 170 صفحه دارد، نویسنده سعی نموده است تا با کنکاش و جستجو و دقت در آیات و روایات به دست آمده، تصویری از قبل و بعد از حکومت حضرت مهدی(عج) را برای مخاطب خود مجسم سازد و در آن پدیده جهانی شدن را در اعتقادات اسلامی مورد بررسی قرار دهد. نویسنده در اهمیت بحث در موضوع جهانی شدن این گونه می‌نویسد: «... در دو دهه اخیر، اندیشمندان با بیان موضوع جهانی شدن یا جهانی سازی بسیاری از ایده‌ها و محصولات فکری بشر را که در حوزه‌های مختلف طراحی شده بود به چالش کشانیده است و بدین سان در تعریف این پدیده سوالات و ابهامات زیادی وجود دارد که سبب آن می‌تواند موارد ذیل باشد. اول: سیال و ارحال شدن این پدیده نو ظهور و دوم: ناشناخته بودن این پدیده در میان ملتهای جهان اسلام به طور عموم و مسلمانان به طور خصوص. اما با این حال هم اکنون در مراجع بشری و از جمله اسلامی، پدیده جهانی شدن یک موضوع جدی و دارای اهمیت در برابر فرهنگ و تمدن هر ملت بخصوص سرزمین‌های اسلامی به شمار می‌آید. از این رو جهانی شدن با چشم پوشی از اهمیت آن در حوزه مباحث سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در عرصه‌های مباحث فرهنگی، به ویژه در رابطه با مساله دین، دغدغه‌های جدی صاحب نظران متعهد و مصلحان دینی قرار گرفته است.» نگارنده پس از بیان پیش درآمدهایی در اهمیت موضوع و جایگاه بحث در رابطه با آن، مطالب خود را در سه گفتار ارائه نموده است. گفتار یکم، مشتمل بر مباحثی پیرامون جهانی شدن خاستگاه، ابعاد موافقان و مخالفان است. در این گفتار، نویسنده به تعریف جهانی شدن از منظر سیاسی، اقتصادی و از دیدگاه فرهنگی پرداخته است و پس از تحلیل ابعاد و سوالات و ابهامات موجود در آن، اقوال و دلایل مخالفان و موافقان را مورد بررسی قرار داده و از آن میان نظریه‌ای را می‌گزیند. جهانی شدن در ساحت فرهنگ و دین و واکنش ها از دیگر مباحثی است که در گفتار یکم مورد مطالعه قرار می‌گیرد. «... افکار، ایده‌ها و اندیشه‌ها محصول خرد بشری است و در گذر زمان می‌آید و چهره نمایان می‌کند. لیکن پایدار وماندگار نمی‌ماند ... آیات قرآن کریم و اخبار نبوی و احادیث علوی، چهره جهانی اسلام را با طرح حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(عج) به افکار جهانیان عرضه نمایند و به نظر می‌رسد این راهکار می‌تواند در برابر اندیشه لیبرالیستی سطه جویانه غرب بایستد.» گفتار دوم، به بررسی جهانشمولی اسلام و جهان آینده می‌پردازد و پس از بیان دو پیشگفتار در خصوص جهانی شدن فرصت یا تهدید و اسلام و جهانی شدن، تعامل یا تعارض؛ به بحث و بررسی پدیده جهانی شدن با دو نگرش تکنولوژی و ایدئولوژی و تعامل و تعارض آن با اسلام می‌پرازد و در این راستا جهان آینده را در اندیشه اسلامی و مسیحیت و لیبرالیسم مورد دقت نظر قرار می‌دهد و پس از نقد و بررسی مجموع کلام در این گفتار نتیجه سخن خود را می‌آورد. گفتار آخر این کتاب که با عنوان «حکومت جهانی مهدوی، اهداف و برنامه‌ها» ارائه شده است، به تفصیل و توضیح اهداف، برنامه‌ها و سیاست‌های دولت مهدوی در رابطه با نظام زندگی جهانی بشر می‌پردازد. عنواینی هم چون، عصر بلندمدت غیبت و چشمان نظاره‌گر، سازمان دهی ساختار حکومت، دلایل جهانی بودن حکومت امام مهدی(عج) حکومت جهانی مومنان صالح، حکومت مهدوی، آرمان، هدف و برنامه و ... به چشم می‌خورد. «حکومت پایانی جهان از دیدگاه آیات و روایات» در 1500 نسخه به چاپ رسیده است،

مصلح جهانی از دیدگاه اهل بیت (ع) و اهل سنت

مصلح جهانی از دیدگاه اهل بیت (ع) و اهل سنت «مصلح جهانی از دیدگاه اهل بیت (ع) و اهل سنت» نام کتابی است که ترجمه و تحقیق آن را سید هادی خسروشاهی به عهده گرفته است و به زیور طبع آراسته است. این کتاب شامل دو بحث از نوشته‌های هادی خسروشاهی تحت عنوان «مصلح بزرگ جهانی» و «مصلح جهانی، مهدی موعود» و همچنین برگردان دو کتاب از [عبدالمحسن العباد] با عنوان «عقیدة اهل السنة و الاشرفی المهدی المنتظر» و «الرد علی من کذب بالاحادیث الصحیحة الواردة فی المهدی» با عناوین «دیدگاه اهل سنت درباره مهدی منتظر» و «توضیح درباره احادیث مهدی» که توسط هادی خسروشاهی به فارسی ترجمه شده است. به علاوه ترجمه گفتاری از سید ابوالاعلی مودودی با عنوان «احیاگر جهانی، یا، مهدی منتظر» نیز به این اثر اضافه شده است. «مصلح جهانی» گفتمان برجسته اسلامی است که همه مذاهب ـ به ویژه شیعه ـ بر آن تاکید می‌ورزند. اثر حاضر که حاصل پژوهش‌ها و تلاش‌های علمی استاد سیدهای خسروشاهی در ضمن سفرها و ملاقات‌های گوناگون ایشان است، برجسته‌ترین آرای اندیشوران مسلمان را درباره «مصلح جهانی» با قلمی روان، پیش روی خواننده می‌گذارد و شبهه‌ها را با منطق و استدلال، پاسخ می‌گوید. استاد خسروشاهی کتاب خود را دربردارنده چهار بحث و دو مقدمه معرفی نموده است. مقدمه اول درباره معرفی کتاب و چگونگی تألیف و ترجمه مباحث آن و اشاره به سه نکته اساسی درباره مهدی(عج) از دیدگاه نویسنده است که به تحلیل و بررسی طول عمر امام، افسانه سرداب از دیدگاه اهل تسنن، تحریف و تلقین قدرت مهدی و عجز پیامبران، می‌پردازد. در مقدمه دوم این کتاب، ضمن عرضه شناخت بیشتر درباره بخش سوم و چهارم کتاب و مولف آن به معرفی پنجاه کتاب جدید درباره «مسئله مهدی» و «علایم ظهور» می‌پردازد. نویسنده آن را در یک سفر کوتاه زیارتی تهیه نموده است. از چهار بحث اصلی کتاب، دو بحث نخست آن عبارتند از دو مقاله نگارنده که پیش از ترجمه دو رساله شیخ عبدالمحسن العباد، در مورد مهدی منتظر و احادیث مربوط به آن، آورده می‌شود. بحث نخست را نگارنده مدعی است 37 سال پیش از انتشار کتاب، یعنی در سال 1337 نوشته است که با عنوان «مصلح بزرگ و جهانی ما» در شماره دوم سال سوم ماه‌نامه مجموعه حکمت چاپ شده است. بحث دوم این کتاب، مقاله مشابه دیگری در همین زمینه و نگرشی کوتاه به احادیث وارده درباره مهدی(عج) است که با عنوان «مصلح جهانی» در شماره 3 و 4 مجله ماه‌نامه آستان قدس رضوی در سال 1339 هجری شمسی درج شده است. و اما بحث سوم و چهارم در واقع ترجمه دو بحث از شیخ عبدالمحسن العباد است که نخست در مجله الجامعة الاسلامیة ارگان دانشگاه اسلامی مدینه منوره چاپ شده و سپس در سال 1402 هـ. به شکل کتابی مستقل در مدینه منوره منتشر شده است. نویسنده هدف خود را از ترجمه تقریباً کامل این دو بحث، چنین بیان می‌کند: «... روشن سازیم، بر خلاف تصور بعضی که اعتقاد به ظهور مهدی(عج) را ویژه شیعیان می‌دانند، اصل این اعتقاد، از دیدگاه اهل سنت و تشیع همسان بوده و در صحت بشارت‌های وارده از پیامبر اکرم(ص) در بین هیچ یک از دو دیدگاه اختلافی وجود ندارد، بلکه اختلاف در طرق و اسناد احادیث و سپس در «مصداق خارجی» است که آن نیز قابل تحقیق و بررسی است؛ یعنی اگر در هر مسئله‌ای، اتحاد نظر باشد و مصادر ما و اهل سنت، دیدگاه واحدی را در کلیت یک مسئله عقیدتی ارائه نمایند، در مورد تعیین مصداق یا می‌توان به تفاهم رسید و یا آن که می‌توان آن را مسکوت گذاشت تا «مرور زمان» آن را «حل» کند!» البته خسروشاهی به خلاف این معرفی خود از فصول کتاب، پس از بیان مقدمه، به طرح و تدوین پنج فصل پرداخته که چهار مبحث مطرح خود را به واقع در آن گنجانده است. در فصل اول با عنوان مصلح بزرگ جهانی، پس از تعریف و توضیح در معنای فوتوریسم، نوینسده به فوتوریسم از منظر اسلام پرداخته است و با این توضیح که «... اسلام که آخرین و کامل‌ترین کیش آسمانی است، این موضوع را بیشتر و کامل‌تر تشریح کرده است ...» و به نقل آیات و روایاتی پیرامون این موضوع پرداخته است. فصل دوم با عنوان «مصلح جهانی، مهدی موعود» به تشریح و توضیح مهدی موعود، مصلح جهانی از نظر اسلام و بررسی احادیث مربوطه که در آن تصریح به نام مهدی(عج) و ائمه(ع) شده است، پرداخته و احتمالات تحریف‌های صورت گرفته را نقد و بررسی می‌کند. «دیدگاه اهل سنت درباره مهدی منتظر» عنوان فصل سوم کتاب است و فصل چهارم با نام «توضیح درباره احادیث مهدی» آمده است. فصل پنجم و نهایی کتاب نیز «احیاگر جهانی یا مهدی منتظر» نام دارد. این کتاب را مؤسسه بوستان کتاب، در 2000 نسخه و در قطع وزیری منتشر کرده است.منبع: http://www.bfnews.ir/vdchinkjldiljknlnglggfmhjfdgpfhklhlolnekonglicaphfgcabjbmbjbebkognonebmnhnooedohbhcnlpekolgbjhbibaaokklbenm.html

Thursday، March 05، 2009

شیوه های نوین تدریس معارف دین

معرفی شيوه هاي نوين تدريس معارف دين مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران از معرفی شيوه هاي نوين تدريس معارف دين در جشنواره ای بااین عنوان در سطح کشوری خبر داد. حجت الاسلام علی پروانه، مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران جشنواره شیوه های نوین آموزشی را یکی از بهترین برنامه های نوآوری و شکوفایی ستاد عالی کانون های مساجد در سال 87 دانست و به خبرنگار شبستان گفت: با توجه به نام گذاری سال 1387 به عنوان سال نوآوری و شکوفایی از طرف مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و نیز لزوم شناسایی و تقویت شیوه های نوین و موثر در امر تدریس معارف دین، طرح برگزاری این جشنواره در دستور کار ستاد عالی کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور قرار گرفت و دبیرخانه استان تهران با توجه به امکانات به عنوان میزبان این جشنواره سراسری انتخاب شد.وی افزود: با توجه به وجود بيش از چهار هزار کانون فرهنگي و هنري و دو هزار و 700 كتابخانه در مساجد كشور و برگزاري دوره هاي متعدد ديني و فرهنگي در اين مراكز و نيز ساير مراكز فرهنگي و مذهبي، شناسايي روش ها و شيوه هاي تدريس و نيز حمايت از شيوه هاي برتر و معرفي به اساتيد و مربيان ديني بسيار ضروري به نظر مي رسيد. از طرفي اعلام سال نو آوري و شكوفايي از سوي مقام معظم رهبری راه را براي برگزاري اولين جشنواره شيوه هاي نوين تدريس هموار ساخت و تكليف ما را مشخص کرد.مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران بیان کرد: در این جشنواره 4 موضوع قرآن، اعتقادات، احکام و اخلاق به عنوان موضوعات اصلی جشنواره در نظر گرفته شد که هر کدام از این موضوعات یک مورد خاص برای اولین جشنواره اعلام کرد که قرآن شامل مبحث روخوانی، در اعتقادات مبحث توحید، احکام مبحث نماز و در رشته اخلاق مبحث آداب معاشرت، افرادی که در این جشنواره شرکت کردند بدون محدودیت سن و تحصیلات، طلاب علوم دینی، استادان دروس معارف اسلامی و مربیان قرآن و پرورشی در سراسر کشور هستند که در هر سه گروه نیز علاقه مندان قابل توجه ای شرکت کرده اند.وی یادآور شد: تعداد کل آثار رسیده به دبیرخانه در چهار موضوع اصلی جشنواره بیش از 200 اثر بوده که از این تعداد 114 اثر به عنوان آثار مرتبط در بخش اصلی جشنواره مورد داوری قرار گرفت.حجت الاسلام پروانه با اشاره به اینکه این جشنواره به صورت سراسری برگزار شده است، بیان کرد: اطلاع رسانی این جشنواره نیز به صورت کشوری انجام شد که می توان به چاپ آگهی در روزنامه های کثیرالانتشار در چند نوبت، چاپ پوستر و بروشور جشنواره و توزیع در سطح کشور از طریق دبیرخانه های کانون های مساجد استان ها و گروه های معارف اسلامی دانشگاه های سراسر کشور، آموزش و پرورش و سایر مراکز فرهنگی و مذهبی و نیز پخش تیزر از شبکه اول سیما و شبکه جهانی قرآن سیما و نیز پخش تیزر صوتی از رادیو معارف و نیز تبلیغات اینترنتی در رسانه های دیجیتال اشاره کرد.وی ادامه داد: داوری آثار رسیده به جشنواره دارای تکنیک های خاص و نوآورانه بوده و بایستی از زوایای مختلفی ارزیابی شوند، این آثار در چهار سطح بررسی شده و هر گروه امتیاز و آثار را مشخص کردند، داوری آثار بیش از دو هفته به طول انجامید و سرانجام با جمع بندی نظرات کارشناسان امر، آثار برگزیده در هر رشته معرفی شدند.مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران خاطرنشان کرد: همزمان با فرا رسیدن 18 اسفند سالروز تأسیس ستاد عالی کانون های فرهنگی و هنری مساجد، افتتاحیه اولین جشنواره شیوه های نوین تدریس معارف دین و هفتمین همایش تجلیل از ائمه جماعات و مدیران نمونه کانون ها و کتابخانه های مساجد استان تهران به طور همزمان 16 اسفند از ساعت 14 و 30 دقیقه در سالن همایش های وزارت کار و امور اجتماعی برگزار می شود.وی گفت: در این مراسم ضمن معرفی برگزیدگان جشنواره با حضور صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از برگزیدگان تجلیل می شود و نیز به مناسبت سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی از 30 نفر از پیشکسوتان در 30 سال گذشته در امور قرآنی، احکام و اعتقادات در کشور تأثیرگذار بودند نیز تجلیل می شود. http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=87121415000783&code=33آیین معرفی برگزیدگان اولین جشنواره کشوری شیوه های تدریس معارف دین به مناسبت سال نوآوری و شکوفایی توسط دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان تهران روز جمعه 16 اسفند 1387 در موضوعات قرآن، اعتقادات،اخلاق و احکام. داوران جشنواره: آقایان خسرو کی منش ؛ محمد سعید معزالدین؛ محمد خیری؛ عبدالرحمن جریحی

Friday، February 13، 2009

وب سایت و وبلاگ های محمد سعید معزالدین

وب سایت و وبلاگ های محمد سعید معزالدین PersianBlog \ پرشین بلاگ BlogSky \ بلاگ اسکای BlogFa \ بلاگفا BlogSpot \ بلاگ اسپوت ParsiBlog \ پارسی بلاگ MihanBlog \ میهن بلاگ BlogSter \ بلاگ استر www.Moezi.ir www.parsbarg.com http://www.parsbarg.persianblog.ir/ http://www.moezoddin.blogsky.com/ http://www.parsbarg.blogfa.com/ http://www.moezoddin.blogspot.com/ http://www.parsbarg.parsiblog.com/ http://www.moezoddin.mihanblog.com/ http://moezoddin.blogster.com/ http://www.moezi.blogtak.com

Monday، May 05، 2008

كتابهاي معزالدين / نمايشگاه

http://www.tibf.ir/searchfa.aspx نمايشگاه بين المللي كتاب تهران جستجو در: کتب فارسیکتب لاتین ارزیکتب لاتین ریالیکتب عربی ISBN: سعيد معزالدين: نام مولف: موضوع: عنوان: انتشارات: شماري از كتاب هاي سعيد معزالدين کد کتاب نام مولف (مولفین) عنوان موضوع انتشارات ISBN تاریخ قیمت سالن راهرو غرفه 491197 محمدسعيد معزالدين وحدت در آيينه مطبوعات وحدت اسلامي فقه 83/05/04 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 491201 محمدسعيد معزالدين آواي وحدت (گزيده مقالات هفتمين كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي) وحدت اسلامي - كنگره‌ها، وحدت اسلامي - مقاله‌ها و خطابه‌ها مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي 83/05/04 شبستان-عمومي 19 12 موقعیت جغرافیایی 491445 محمدسعيد معزالدين حديث التقريب وحدت اسلامي فقه 83/05/06 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 491471 محمدسعيد معزالدين نداء التقريب: محاضرات من الموتمر العالمي السادس للوحده الاسلاميه اسلام - مقاله‌ها و خطابه‌ها مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي 83/05/06 شبستان-عمومي 19 12 موقعیت جغرافیایی 491498 محمدسعيد معزالدين، محمدعلي رباني تقريب 7 - 6: يادنامه دكتر كليم صديقي وحدت اسلامي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي 83/05/06 شبستان-عمومي 19 12 موقعیت جغرافیایی 491504 محمدسعيد معزالدين نداي وحدت: مجموعه گفتارهاي دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در نماز جمعه تهران وحدت اسلامي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي 83/05/06 شبستان-عمومي 19 12 موقعیت جغرافیایی 491539 محمدسعيد معزالدين نداء الوحده: محاضرات من المومتمر العالمي الثامن للوحده السلاميه وحدت اسلامي فقه 83/05/06 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196473 سعيد معزالدين راز حيات (عزير پيامبر) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-031-5 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196480 سعيد معزالدين فداكاري و هجرت (آيه الفداء) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-025-0 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196481 سعيد معزالدين رسيدگي به محرومان (آيه‌ي اطعام) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-026-9 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196482 سعيد معزالدين نشانه‌ي ولايت (آيه‌ي ولايت) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-027-7 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196484 سعيد معزالدين جوانان با ايمان (اصحاب كهف) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-028-5 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196485 سعيد معزالدين بهشت خاكستر (اصحاب الجنه) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-029-3 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196487 سعيد معزالدين شگفتي‌هاي آفرينش (سوره‌ي شمس) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-021-8 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196490 سعيد معزالدين آشوبگر آتش افروز (داستان ابولهب) تفاسير شيعه - قرن 14 - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-023-4 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196516 سعيد معزالدين ايوب شكيبا قرآن - قصه‌ها - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-034-X 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196519 سعيد معزالدين سفرهاي قبيله‌ي قريش (سوره‌ي قريش) قرآن - قصه‌ها - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-022-6 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196521 سعيد معزالدين فيل‌سواران (سوره‌ي فيل) قرآن - قصه‌ها - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-024-2 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196522 سعيد معزالدين نوح تلاشگر (كشتي نوح) قرآن - قصه‌ها - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-033-1 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196524 سعيد معزالدين نبرد تاريكي و روشنايي (طالوت و جالوت) قرآن - قصه‌ها - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-032-3 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی 1196608 سعيد معزالدين فرستادگان ويژه (اصحاب القريه) قرآن - تفاسير - ادبيات نوجوانان فقه 964-499-030-7 84/04/29 شبستان-عمومي 17 2 موقعیت جغرافیایی www.Moezi.ir

Saturday، May 03، 2008

همايشها و نمايشگاهها/ سعيد معزالدين

همايش ها و نمايشگاه هايي كه به همت سعيد معزالدين برگزارشده يا در برگزاري آن ها مشاركت فعال داشته و يا در جمع شركت كنندگان به ايراد سخنراني پرداخته و مقاله علمي ارايه داده است و يا آثار وي در آن نمايشگاه ها عرضه شده است 1 گردهمایی وحدت روحانی و دانشگاهی قم 1359 2 كنگره جهاني ائمه جمعه و جماعت تهران 1362 3 گردهمايي هاي وحدت ( كنفرانس هاي اول تا سوم) كردستان، سيستان و بلوچستان، مازندران 1360-1370 4 گردهمايي نمايندگي هاي دفاتر ستاد منطقه 2 كشوري سازمان تبليغات اسلامي (ویژه مناطق عملیاتی و جنگی غرب کشور) تهران‘ قم‘سنندج 1360-1370 5 سومين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تهران 1366 6 چهارمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تهران 1369 7 سمينار تبيين حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره) تهران 1370 8 پنجمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی تهران 1371 9 نخستين اجلاس مجمع عمومي مجمع جهاني اهل بيت (ع) تهران 1372 10 ششمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تهران 1372 11 همايش بين المللي بزرگداشت امام خميني (ره) مكه مكرمه 1372 12 مدينه نخستين پايگاه حكومت اسلامي مدینه منوره 1372 13 كنگره جهاني بزرگداشت شيخ انصاري(ره) قم 1373 14 هفتمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تهران 1337 15 هشتمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامی تهران 1374 16 همايش بزرگداشت شاعر فرزانه محمد فضولي تهران 1357 17 گردهمايي نمايندگان فرهنگي در خارج از كشور تهران 1375 18 نهمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تهران 1375 19 كنگره بين المللي امام خميني(ره) و فرهنگ عاشورا تهران 1375 20 گردهمايي مجمع زنان مسلمان تهران 1375 21 دومين اجلاس مجمع عمومي مجمع جهاني اهل بيت (ع) تهران 1376 22 اجلاس زنان مسلمان تهران 1376 23 ستاد مراسم و مناسبت هاي بين المللي (بزرگداشت دهه فجر انقلاب اسلامي) تهران 1375-1377 24 ستاد مراسم و مناسبت هاي بين المللي (ميلاد حضرت زهرا - ع- و روز زن) تهران 1375-1377 25 اجلاس ها , کنفرانس ها و سمينارهاي بزرگداشت سالگرد ارتحال امام خميني (ره) تهران 1375-1377 26 گردهمايي نمايندگان فرهنگي در خارج از كشور تهران 1375-1377 27 گردهمايي نمايندگان فرهنگي در خارج از كشور تهران 1379 28 گردهمايي نمايندگان فرهنگي در پاكستان اسلام آباد پاکستان 1379 29 تجليل از استادان و دانشجويان زبان فارسي لاهور پاکستان 1379 30 همايش بزرگداشت ميلاد امام مهدي (ع) لاهور 1379 31 نمايشگاه كتاب و صنايع دستي لاهور 1379 32 آيين گشايش كلاس هاي آموزش زبان فارسي لاهور 1379 33 همايش بزرگداشت شاعر اهل بیت(ع) وحیدالحسن هاشمی لاهور 1379 34 آيين گشايش كلاس هاي هنر (نقاشي و خوشنويسي) لاهور 1379 35 همايش بزرگداشت ميلاد النبي(ص) لاهور 1379 36 مسابقات سراسري حفظ و قرائت قرآن كريم لاهور 1379 37 محفل نعت رسول اكرم(ص) لاهور 1379 38 همايش امام خميني، حقيقت جاودان لاهور 1379 39 همايش بزرگ قاريان و حافظان ممتاز ايالت پنچاب لاهور 1379 40 آيين پاياني كلاس هاي آموزش زبان فارسي و هنر لاهور 1379 41 همايش بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامي لاهور 1379 42 شب شعر مولود كعبه (13 رجب) لاهور 1379 43 همايش انقلاب اسلامي، پيام آور صلح و دوستي لاهور 1380 44 آيين گشايش كلاس هاي آموزش زبان فارسي لاهور 1380 45 همايش بزرگداشت حافظ شيرازي لاهور 1380 46 همايش امام خميني، طلايه دار وحدت اسلامي لاهور 1380 47 كنفرانس سيرت خاتون جنت (حضرت زهراء-س) لاهور 1380 48 كنفرانس بين المللي سيره امام علی(ع) لاهور 1380 49 همايش بزرگداشت ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام صادق(ع) لاهور 1380 50 همايش رسالت و مسئوليت زن مسلمان (ولادت حضرت زهرا- س) لاهور 1380 51 آيين گشايش كلاس هاي هنر (نقاشي و خوشنويسي) لاهور 1380 52 شب شعر مولود كعبه (13 رجب) لاهور 1380 53 گردهمايي سراسري حافظان و قاريان ممتازايالت پنجاب لاهور 1380 54 مسابقات سراسري حفظ و قرائت قرآن كريم لاهور 1380 55 نمايشگاه خطاطي اسلامي لاهور 1380 56 نمايشگاه بزرگ ايران شناسي لاهور 1380 57 آيين پاياني كلاس هاي آموزش زبان فارسي و هنر لاهور 1380 58 نمايشگاه طراحي و نقاشي (مينياتور) لاهور 1380 59 نمايشگاه كتاب و صنايع دستي لاهور 1380 60 سمينار امام خميني و وحدت اسلامي کراچی پاکستان 1380 61 تجليل ازاستادان و دانشجويان زبان فارسي لاهور 1380 62 سمينار اقبال و زبان فارسي لاهور 1380 63 كنفرانس نگاهي به ادبيات معاصر لاهور 1380 64 همايش بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامي لاهور 1380 65 همايش فلسطين از ديدگاه امام خميني (ره) لاهور 1381 66 گرد همايي نمايندگان فرهنگي در خارج از كشور تهران 1381 67 همايش انقلاب اسلامي و جهان اسلام لاهور 1381 68 همايش بزرگداشت خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي پیشاور پاکستان 1381 69 آيين گشايش كلاس هاي آموزش زبان فارسي لاهور 1381 70 همايش بزرگداشت شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي لاهور 1381 71 كنفرانس رحمة للعالمين (ص) لاهور 1381 72 همايش بزرگداشت علامه اقبال لاهوري اسلام آباد پاکستان 1381 73 شب شعرمولود كعبه (حضرت علي –ع) لاهور 1381 74 همايش بزرگداشت مير سيد علي همداني اسلام آباد پاکستان 1381 75 آيين گشايش كلاس هاي هنر (نقاشي و خوشنويسي) لاهور 1381 76 بزرگداشت صوفي تبسم لاهور 1381 77 كنفرانس بين المللي بزرگداشت پيامبر اسلام(ص) لاهور 1381 78 محفل بزرگ نعت پيامبراسلام(ص) لاهور 1381 79 كنفرانس شخصيت حضرت زهراء(س) لاهور 1381 80 همايش بزرگداشت حضرت امام مهدي (ع) لاهور 1381 81 سمينار گفتگوي تمدن ها اسلام آباد پاکستان 1381 82 سمينار تبيين نقش فناوري اطلاعات رايانه اي درجهان امروز لاهور 1381 83 اجلاس ويژه قاريان و حافظان ممتاز ايالت پنجاب لاهور 1381 84 ميزگرد ايران شناسي لاهور 1381 85 كنفرانس بين المللي سيره امام حسن (ع) لاهور 1381 86 گشايش كلاسهاي دوره فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسي در ملتان پاكستان مولتان پاکستان 1381 87 نمايشگاه كتاب و صنايع دستي لاهور 1381 88 همايش بزرگداشت شيخ فريدالدين عطار نيشابوري لاهور 1381 89 نمايشگاه طراحي و نقاشي (مينياتور) لاهور 1381 90 تجليل از استادان و دانشجويان زبان فارسي لاهور 1381 91 همايش سالگرد تاسيس مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان اسلام آباد پاکستان 1381 92 تجليل از استادان و دانشجويان زبان فارسي لاهور 1381 93 سمينار انسان از ديدگاه اقبال لاهور 1381 94 آيين پاياني كلاس هاي آموزش زبان فارسي و هنر لاهور 1381 95 - نمايشگاه ترجمه هاي قرآن كريم به زبان های زنده دنیا لاهور 1381 96 مسابقات سراسري حفظ و قرائت قرآن كريم لاهور 1381 97 نمايشگاه خوشنويسي متون اسلامي لاهور 1381 98 همايش بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامي لاهور 1381 99 محفل نعت حضرت محمد (ص) لاهور 1381 100 كنفرانس تبيين شخصيت امام علي (ع) لاهور 1381 101 همايش گراميداشت ميلاد حضرت رسول اكرم(ص) لاهور 1382 102 شب شعر(ميلاد حضرت علي-ع-) لاهور 1382 103 همايش حضرت زهرا (س) و الگوي زن مسلمان لاهور 1382 104 آيين گشايش كلاس هاي آموزش زبان فارسي لاهور 1382 105 همايش تجليل از حافظان و قاريان ممتاز ايالت پنجاب لاهور 1382 106 همايش شخصيت و انديشه امام خميني(ره) لاهور 1382 107 ميزگرد گفتگوي تمدن ها (چشم اندازها و چالش ها) لاهور 1382 108 آيين گشايش كلاس هاي هنر (نقاشي و خوشنويسي) لاهور 1382 109 كنفرانس بين المللي بررسي سيرت و شخصيت امام علي(ع) لاهور 1382 110 كنفرانس بزرگداشت جايگاه و شخصيت اهل بيت (ع) لاهور 1382 111 سمينار امام مهدي -ع-(موعود رهایی بخش) لاهور 1382 112 مسابقات سراسري حفظ و قرائت قرآن كريم لاهور 1382 113 نمايشگاه نقاشي – خط لاهور 1382 114 نمايشگاه خوشنویسی و ترجمه های قرآن کریم لاهور 1382 115 نمايشگاه نسخه هاي خطي قرآن كريم و خوشنويسي اسلامي لاهور 1382 116 نمايشگاه قرآن و خوشنويسي متون اسلامي لاهور 1382 117 همايش قاريان ايراني و پاكستانی لاهور 1382 118 نمايشگاه قرآن و خوشنويسي متون اسلامي اسلام آباد پاکستان 1382 119 همايش قاريان ايراني و پاكستاني راولپندی پاکستان 1382 120 همايش بزرگ قاريان ايراني و پاكستاني اسلام آباد پاکستان 1382 121 سمينار شناخت سيرت امام علي(ع) لاهور 1382 122 نمايشگاه طراحي و نقاشي (مينياتور) لاهور 1382 123 محفل سراسري قرائت قرآن كريم لاهور 1382 124 تجليل از استادان و دانشجويان زبان فارسي لاهور 1382 125 نمايشگاه كتاب و صنايع دستي لاهور 1382 126 جشنواره نمايشنامه هاي كودكان (صوفي تبسم) لاهور 1382 127 جشنواره مسابقات سراسري رزمي (كونگ فو) پاكستان لاهور 1382 128 گردهمايي كاروان هاي حج ايالت پنجاب لاهور 1382 129 جشنواره بزرگداشت عا رفان لاهور 1382 130 آيين پاياني كلاس هاي آموزش زبان فارسي و هنر لاهور 1382 131 همايش بزرگداشت ابوالاعلي مودودي لاهور 1382 132 همايش بزرگداشت اقبال لاهور 1382 133 گردهمايي نمايندگان فرهنگي در خارج از كشور تهران 1383 134 نمايشگاه بين المللي قرآن کریم تهران 1383 135 نمايشگاه كتاب دين تهران 1384 136 نمايشگاه بين المللي قرآن کریم تهران 1384 137 نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 1384 138 نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 1385 139 نمايشگاه بين المللي قرآن کریم تهران 1385 140 نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 1386 141 نمايشگاه بين المللي قرآن کریم تهران 1386 142 نمایشگاه کتاب مشهد 1386 143 نمایشگاه کتاب شيراز 1386 144 نمایشگاه کتاب تبریز 1386 145 نمایشگاه کتاب مازندران 1386 146 نمایشگاه کتاب (یاد یار مهربان) تهران 1386 147 نمایشگاه کتاب مشهد 1386 و اكنون نمايشگاه بين المللي كتاب تهران 1387؛ سالن اصلي(شبستان) راهرو 17 غرفه 2

Monday، April 14، 2008

بهار رويش جوانه ها

بهار، هنگام رويش جوانه ي اميد و زندگي بر شاخساران بهار، ترنم چشمه هاي زلال و گواراي آب حيات در جويبار طبيعت بهار، گاه شور و نشاط و طراوت و تازگي بهار، فصل وصل آفرين دوستي ها و پيوندها بهار، آغازي ديگر براي دگرگوني دل ها و انديشه ها بهار، فرصتي نو براي دوست داشتن و عشق ورزيدن بهار، ياد كرد عزيزان از دست رفته و شهيدان سرفراز بهار، رويش برگي ديگر بر درخت زندگي بهار، درسي نو و شناختي ژرف براي سرسبزي دل و پالايش روان بهار، امكان فرصتي ديگر براي تجديد عهد و پيمان با آفريدگار زيبايي بهار، افزايش شوق نيايش و راز و نياز بهار، نكوداشت حماسه آفرينان سترگ حادثه هاي بزرگ بهار، خط بطلان بر همه ي سردي ها، پژمردگي ها، حسادت ها و نامردي ها
سعيد معزالدين/معزي

Saturday، April 12، 2008

آثار سعيد معزالدين

فهرست آثار سعید معزالدین · آ o آ شنايي با بخش فارسي دانشگاه پنجاب (مقاله) o آشوبگر آتش افروز(كتاب) o آموزش احكام (مقاله) o آواي وحدت (كتاب) o آیین میلاد النبی(ص) در پاکستان (مقاله – بازنویسی ترجمه و ویرایش) · ا o الله اكبر (نشريه) o اقبال و انديشه ي خودآگاهي (مقاله) o امام خميني‘ حقيقت جاودان (مقاله) o امام خميني طلايه دار وحدت اسلامي (كتاب) o انديشه و انديشمند (كتاب) o ايوب شكيبا (كتاب) o احکام پوشش (مقاله) o انفاس سحرخیزان (مجموعه مقالات کوتاه ویژه رادیو) o انیس کنج تنهایی (مجموعه مقالات کوتاه ویژه رادیو) o انجمن خوشنویسان پاکستان (مقاله) · ب o بررسي مسايل فرهنگي (مقاله) o بزرگداشت سعدي (مقاله) o بهار (مقاله) o بهشت خاكستر (كتاب) · پ o پاي درس حديث (مقاله) o پيام تقريب (كتاب) o پيام وحدت (كتاب) o پيغام آشنا (نشريه) o پيك ياران (نشريه) · ت o تقريب مذاهب اسلامي (3) (نشريه) o تقريب مذاهب اسلامي (4) (نشريه) o تقريب مذاهب اسلامي (5) (نشريه) o تقريب مذاهب اسلامي (7-6) (نشريه) o تقريب مذاهب اسلامي (9-8) (نشريه) o تجارت دختران در پاکستان (مقاله – بازنویسی ترجمه و ویرایش) o تقریب مذاهب اسلامی و همکاری با شمال آفریقا (مقاله) · ث o. o. o. · ج o جوانان با ايمان (كتاب) o جشن عاطفه ها (کتاب) · چ o چهارده آیینه - زندگی نامه پیشوایان ویژه نوجوانان- (کتاب, در دست اقدام) · ح o حافظ ‘ نقطه ي وصل شعر و شعور (مقاله) o حديث التقريب (كتاب) o حديث الثقلين (كتاب) · خ o خدا‘ دين ‘ اخلاق (كتاب) o خطوط اساسي فرهنگ اسلامي (كتاب) o خودآرایی و آراستگی (مقاله) o خدمات فارسی مراکز علمی و ادبی و تحقیقاتی لاهور(مشاوره برای نگارش و تدوین پایان نامه دانشگاهی) · د o درآمدي بر همبستگي اسلامي(مقاله) (كتاب) o درآمدي بر گفتگوي تمدن ها (مقاله) o دياري(هديه) (نشريه) o داداش کوچولو (کتاب) o دعای بهاری (کتاب) · ذ o. · ر o راز حيات (كتاب) o راه انقلاب (نشريه) o رسيدگي به محرومان (كتاب) o رمضان ميهماني خدا (مقاله) o رويدادهاي منطقه (نشريه) o راز و رمز شب زنده داری (مجموعه مقالات کوتاه ویژه رادیو) o رابطه علم و دین (مقاله) · ز o. o. o. · ژ o. o. o. · س o سخني با كودكان و نوجوانان (مقاله) o سفرهاي قبيله ي قريش (كتاب) o سفره هفت سین (کتاب) · ش o شخصيت زنده ياد دكتر كليم صديقي (مقاله) o شعر وحدت (مقاله) o شگفتي هاي آفرينش (كتاب) o شرح رخداد جانگداز عاشورا (ترجمه کتاب لواعج الاشجان علامه سید محسن امین) بازبینی و ویرایش متن ترجمه(کتاب) o شعرای زن معاصر ایران(ایرانی شاعرات معاصر) به زبان اردو(مساعدت و مشاوره برای نگارش و تدوین پایان نامه دانشگاهی) · ص o. o. o. · ض o. o. o. · ط o طهارت و پاكي جسم و جان (مقاله) · ظ o. o. o. · ع o. o. o. · غ o. o. o. · ف o فرستادگان ويژه (كتاب) o فداكاري و هجرت (كتاب) o فصل وصل آفرين (مقاله) o فيل سواران (كتاب) · ق o فضایل اهل بیت(ع) در قرآن(تفسیر روایی) در اسناد فریقین (کتاب) در دست اقدام · ك o كتاب و كتابخواني (مقاله) o كوكب (نشريه) o کبوتر حرم (کتاب) o کتاب و کتابخوانی در پاکستان (مقاله – بازنویسی ترجمه و ویرایش) · گ o گزارش علمي و محتوايي پنجمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي (مقاله) o گزارش علمي و محتوايي ششمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي (مقاله) o گردشگردی و همبستگی اسلامی (مقاله) · ل o. o. o. o. o. o. · م o ما مي رويم تا اسلام بماند... (مقاله) o مباني و جايگاه تقيه در استدلال هاي فقهي (كتاب) o مصلح بيدار (كتاب) o منشور همبستگي (كتاب) o مير سيد علي همداني و عرفان مثبت (مقاله) o ميلاد نور (مقاله) o مفهوم و پیشینه پوشش در تمدن های بشری و ادیان توحیدی (مقاله) o مناسبت ها و نکته ها (کتاب) o مفهوم و پیشینه زروان و فرقه زروانیه (مشاوره برای نگارش و تدوین پایان نامه دانشگاهی) o مدارس دولتی پاکستان (مقاله – بازنویسی ترجمه و ویرایش) o مهم ترین فعالیت های خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران-لاهور1379-1382(مقاله) · ن o نبرد تاريكي و روشنايي (كتاب) o نداء التقريب (كتاب) o نداء الوحدة (كتاب) o نداي وحدت (كتاب) o نشانه ي ولايت (كتاب) o نشست سران كشور هاي اسلامي (مقاله) o نقش تقريب مذاهب اسلامي در ايجاد ارتباط ايران با شمال آفريقا (مقاله) o نقش قرآن در سازندگي انسان (كتاب) o نقش و وظيفه ي دانش آموزان (مقاله) o نگاهي به پيشينه ي كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي (مقاله) o نوح تلاشگر (كتاب) o نيايش براي مرزبانان اسلام (كتاب) o نگاهی به فعالیت های فرهنگی خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران-لاهور(1379-1382) (مشاوره برای نگارش و تدوین پایان نامه دانشگاهی) o نقش و کاربرد حدیث در دانش های اسلامی و سایر دانش ها (مشاوره برای نگارش و تدوین پایان نامه دانشگاهی) o نسل جوان پاکستان و گرایش به قرآن کریم (مقاله – بازنویسی ترجمه و ویرایش) · و o وحدت از نگاه امام خميني(ره) (مقاله) o وحدت روحاني و دانشگاهي از ديدگاه امام خميني (كتاب) o وحدت روحاني و دانشگاهي (شهيد دكتر مفتح) (كتاب) o وحدت در آيينه ي مطبوعات (كتاب) · ه o همراه با وحدت انديشان و تقريب باوران (مقاله) o همبازی (کتاب) o همبستگی اسلامی و مسئولیت مشترک (مقاله) ي

Sunday، December 16، 2007

مقالات سعيد معزالدين

مقالات سعيد معزالدين
آشنايي با بخش فارسي دانشگاه پنجاب آموزش احكام اقبال و انديشه ي خودآگاهي امام خميني ، حقيقت جاودان انفاس سحرخيزان انيس كنج تنهايي بررسي مسايل فرهنگي بزرگداشت شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي بهار پاي درس حديث حافظ ، نقطه ي وصل شعر و شعور درآمدي بر گفتگوي تمدن ها رمضان، ميهماني خدا سخني با كودكان و نوجوانان شخصيت زنده ياد دكتر كليم صديقي شعر وحدت طهارت و پاكي جسم و جان فصل وصل آفرين كتاب و كتابخواني گزارش علمي و محتوايي پنجمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي گزارش علمي و محتوايي ششمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي ما مي رويم تا اسلام بماند... مير سيد علي همداني و عرفان مثبت ميلاد نور نشست سران كشورهاي اسلام نقش تقريب مذاهب اسلامي در ايجاد ارتباط ايران با شمال آفريقا نقش و وظيفه ي دانش آموزان نگاهي به پيشينه ي كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي وحدت از نگاه امام خميني(ره) گردشگری و همبستگی اسلامی خودآرایی و آراستگی مفهوم و پیشینه پوشش در تمدن های بشری و ادیان توحیدی احکام پوشش تجارت دختران در پاکستان کتاب و کتابخوانی در پاکستان آیین میلاد النبی (ص) در پاکستان نسل جوان پاکستان و گرایش به قرآن کریم راز و رمز شب زنده داری انجمن خوشنویسان پاکستان همراه با وحدت انديشان و تقريب باوران رابطه علم و دین مهم ترین فعالیت های خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران-لاهور 1379-1382 همبستگی اسلامی و مسئولیت مشترک

Monday، May 07، 2007

مجموعه داستاني بچه هاي آفتاب

ويژگي هاي مجموعه داستاني بچه هاي آفتاب نویسنده : سعید معزالدین بهار : 1386 معرفي و تبيين آيين هاي ديني و باورهاي اسلامي در قالب داستان آشنايي اجمالي با پيشوايان اسلام درداستان كبوتر حرم ؛ تبيين فرهنگ نيايش و بزرگداشت حماسه سال هاي دفاع مقدس در داستان دعاي بهاري ؛ تبيين فرهنگ همياري و تعاون در داستان جشن عاطفه ها ؛ تاكيد بر كانون خانواده و اصل اخلاقي و اجتماعي صله رحم (ارتباط با خويشاوندان) در داستان هفت سين ؛ تاكيد بر آيين نامگذاري كودك در اسلام و پيش گيري از بيماري حسد در داستان داداش كوچولو ؛ تاكيد بر اهميت انتخاب دوست و همنشين خوب و نقش آن در تربيت اخلاقي در داستان همبازي ؛ متن روان و همراه با تصاوير رنگي و جذاب و قابل استفاده براي مربيان مراكز پيش دبستاني و معلمان كلاس هاي اول و دوم ابتدايي و اولياي دانش آموزان براي توضيح و تفهيم هرچه بيش تر و بهتر مطالب به كودكان. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران : غرفه 422

Monday، September 18، 2006

اظهارات پاپ !

دشمني غرب مسيحي با اسلام، جداي از آن که ميراث ماقبل مسيحي در برخورد شرق و غرب دارد، در نخستين قدم، محصول پيشرفت اسلام در محدوده قدرت امپراتوري روم شرقي از يک طرف و نفوذ اسلام در جنوب اروپا از سوي ديگر در قرون نخستين اسلامي بود. آن زمان هنوز کليساي ارتدوکس از کليساي کاتوليک جدا نشده بود و غرب يکپارچه در تاريکي و جهل، روزگارش را سپري مي‌کرد. در تمام اين دوره آنچه غرب از اسلام مي‌دانست، بسيار اندک و بر اساس دشمني تمام عيار با آن بود. غرب تا قرن‌ها پس از آن، نه ترجمه‌اي از قرآن مي‌شناخت و نه با شخصيت حضرت محمد (ص) آشنايي داشت. مبناي قضاوت آنان از اسلام ومحمد (ص) افسانه‌ها و شايعات پوچي بود که مبلغان بي سواد وابسته به کليسا ميان مردم منتشر مي‌کردند. در تمام اين مدت، محمد را به نام «محوند» مي‌شناخت و اين کلمه را – نعوذ بالله مساوق با شيادي و دروغگويي مي‌دانست. در اين دوره بود که به گفته يک محقق، «اسامي محوند يا در مواردي محون، محومت و در فرانسه ماحون و در آلماني ماخمت که با مفاهيمي چون ديو و عفريت و بت مترادفند - از جمله نام‌هايي بودند که توسط نويسندگان دوره‌هاي نمايشي مسيحي و داستان‌هاي عاشقانه و حماسي (رومانس) اروپاي سده دوازدهم ابداع شدند». در تمام قرون وسطي، حضرت محمد (ص) مظهر شيطان و دجال شناخته مي‌شد و بدترين و رکيک ترين افسانه‌ها توسط کليسا در باره حضرت ختمي مرتبت ميان مردم اروپا انتشار مي‌يافت. و درست همين حس بود که جنگهاي صليبي را به هدف بازپس گيري سرزمين‌هاي مسيحي از دست مسلمانان به راه انداخت و براي دو قرن و نيم به نام جهاد مقدس و با علامت صليب، عامل قتل صدها بلکه ميليونها انسان شد. اين زمان بردن نام محمد (ص) همراه با دشنام و هتاکي بود و کسي آن اسم را بدون پسوندهاي دشنام گونه نمي آورد. در اثر شاعر انگليسي ويليام لنگلند با عنوان Piers Plowman که سال 1362 ميلادي به چاپ رسيده «محمد (ص) را مي‌بينم در حالي که در ميان نيروهاي دوزخي در اسفل دوزخ جاي دارد». در اين متن، محمد، يک کاردينال بدعت گزار است که در عربستان مرتد شده و آييني درست کرده است. از نظر اين شاعر، محمد (ص) طلايه دار خيل دجال‌هاست. يک صد و پنجاه سال پس از آن شاعر انگليسي، ويليام دَنبار شاعر اسکاتلندي، محمد (ص) را رئيس تشريفات جهنم وصف مي‌کند. در اين دوره، داستانهاي حماسي که در آنها به ستايش اروپا پرداخته مي‌شد، فراوان ساخته شد و دشمن مشترک در همه آنها، مسلمانان بودند. در برخي از اين داستانها آمده بود که محون يعني همان محمد(ص) حکم بتي را دارد که ساراسن‌ها – يعني مسلمانان - آن را پرستش مي‌کنند و مثل مسيحيان که خداي پدر را و يهوديان که يهوه را به کمک مي‌خوانند آنان هم دست به دامن محون مي‌شوند. بدين ترتيب محمد (ص) در ترانه‌ها و متون نمايشي قرون وسطايي اروپا به عنوان يک بت تصوير مي‌شد. از همه اينها شگفت تر آن که در زبان انگليسي واژه «ممتري» ( Mammetry) از محومت گرفته شده و معناي آن پرستش مجسمه‌ها و تصاوير و يا همان بت پرستي است. از رکيک‌ترين نوشته‌هاي غرب مسيحي، «کمدي الهي» دانته است. دانته در اين کمدي که آن را تحت تأثير شکست‌هاي صليبي نوشته است، - نعوذ بالله - حضرت محمد (ص) را چون گناهکاري که با دستان خود سينه چاک شده اش را از هم مي‌درد به تصوير کشيده است. از نظر دانته، گناه محمد عبارت بود از: ترويج مذهب دروغين، دعوي نزول وحي که نوعي شيادي کفرآميز بود و بذر اختلاف را در جهان پاشيد. در آستانه قرون جديد، مهم ترين تهديد براي اروپا، ترکان عثماني بودند. شکست‌هاي فاحش غرب مسيحي که به سقوط مرکز کليساي ارتدوکس به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453 منجر شد، بار ديگر شعله‌هاي خشم نويسندگان کليسايي را عليه شخصيت حضرت محمد (ص) بر افروخت. غربي‌ها تقريبا تا قرن هيجدهم بلکه نوزدهم، هيچ تلاشي براي شناخت شخصيت واقعي آن پيامبر (ص) انجام ندادند. تاريخ جهان اثر هيگدن – يک راهب بنديکتي – که فقط سه بار به انگليسي در سالهاي 1387، 1495 و 1527 ترجمه شد، داستان کبوتري را مي‌آورد که محمد (ص) او را تربيت کرده بود تا براي دانه بالاي سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود که به او وحي مي‌فرستد. داستان ديگر، داستان شتري است که محمد (ص) تربيت کرده بود که فقط از دست او غذايش را بگيرد. محمد (ص) قرآن را بر گردن اين شتر آويخته بود و وقتي نزديک او مي‌شد، زانو مي‌زد و محمد آن را مي‌گرفت و به مردم مي‌گفت که اين پيامي آسماني است. جذابيت‌هاي جنسي از ديدگاه هيگدن، يکي از راه‌هايي است که محمد (ص) براي تضعيف مسيحيت و تقويت اسلام انتخاب کرده بود. لوتر به رغم آن که تلاش کرد تا پاپ را مظهر «دجال» بداند و بدين ترتيب اين نام را از حضرت محمد (ص) برداشت، در اين باره اصرار مداوم داشت، باز هم تلاشي براي شناخت درست از اسلام و حضرت محمد (ص) نداشت و همچنان او را آماج حملات تند خود قرار مي‌داد. در حالي که در قرن نوزدهم، نوشته‌هاي کساني مانند کارلايل يا واشنگتن اروينگ تلاش مي‌کردند تا نقش حضرت محمد (ص) را در کاروان تمدن بشري نشان دهند، يا گوته که تصويري زيبا از محمد (ص) در اشعارش نشان مي‌داد، از نظر کليسا مطرود و محکوم بود. آثار فراواني که شماري از روشن انديشان اين دوره در باره اسلام نوشتند، از نظر کليسا آثار ممنوعه و در شمار کتب ضاله به حساب مي‌آمد. بدين ترتيب مي‌توان دريافت که گرايش به دشمني با اسلام و محمد (ص) در بنياد کليساي کاتوليک ريشه دارد و پاپ‌ها و قيصرها در ادوار مختلف، دشنام به محمد (ص) را به عنوان قافيه اصلي نوشته‌هاي خود انتخاب مي‌کردند. در يک دوره کوتاه، و بيشتر در قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم غرب توانست آثاري عرضه کند که با نگاهي واقع بينانه تر به اسلام نگاه کند، اما حتي آن آثار هم به استثناي اندک، به هيچ روي تمايلي به دادن امتيازات اساسي به اسلام نداشت. داستان شرق شناسي، خود افسانه ديگري است که به قول ادوارد سعيد، کنه و بُنهش، تحقير شرق برابر غرب است. به نظر مي‌رسد، امروز غرب به همان نقطه بازگشته است. اين تصادفي نيست که بوش پس از 11 سپتامبر بحث جنگ صليبي را مطرح مي‌کند. چند سالي بعد از آن، آن کاريکاتور وحشتناک در باره حضرت محمد (ص) کشيده مي‌شود. و امروز پاپ که خود و کليسايش را مظهر آرامش و صلح مي‌خواند، اين چنين به آتش جنگي که غرب مسيحي و نظامي شعله ور کرده، دامن مي‌زند. البته و صد البته، تصور اين که پاپ بدون برنامه اين مسائل را مطرح کرده، تصوري واهي است. به طور قطع، دانشمندان و سياستمداران ما بايد اهداف اصلي اين قبيل اظهارات را روشن کنند، اظهاراتي که باز هم مي‌تواند رسالت سربازگيري براي القاعده را بر دوش بکشد، و زمينه برخوردهاي بيشتر دنياي اسلام را با غرب تا بن دندان مسلح فراهم کرده و همه انرژي دنياي اسلام را به ميدان کشيده و و آن را به هدر دهد. يکي از جنايتکارانه ترين اقدامات غرب مسيحي، آن است که دشمني ميان يهوديان و مسلمانان را با ايجاد اسرائيل پديد آورد و امروز آقايي خود را با جنگهاي ميان اين دو گروه بر همه تحميل مي‌کند. يهوديان که قرن‌ها در شرق با مسلمانان زيست مسالمت آميز داشتند، فريب غرب مسيحي را خورده و اينچنين در جنگي که عاقبت آن بر هيچ کس روشن نيست، فرو غلتيدند. اين را بايد يکي از اساسي ترين جنايات غرب در حق مسلمانان و يهوديان دانست. بدون ترديد مسؤوليت هر نوع خشونت ناشي از اين اقدامات غير مسؤولانه متوجه دستگاه عريض و طويل کليساي کاتوليک و در رأس آن پاپ بوده و مسلمانان بايد با درک درست شرايط، اجازه ندهند باز هم دنياي اسلام دچار محدوديت‌هاي بيشتر شود. رسول جعفریان (بازتاب)

Monday، September 11، 2006

بهشت ظهور و ياران مهدي (ع)

بهشت ظهور و ياران مهدي (ع) ياري امام زمان(عج) در اين زمان به انجام صحيح وظايف خود در زمان غيبت است . وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعي زندگي كند. وقتي انسان حقيقتا منتظر كسي باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مي كند، وسايل پذيرايي را آماده مي كند و با لباس مرتب و چهره اي شاداب در انتظار مي ماند. چنين كسي مي تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسي كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد. لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ عشق بازان چنين مستحق هجرانند بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمي توان هر كسي را كه ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».با چنين توضيحي روشن است كه يك منتظر واقعي امام زمان بايد رفتارش به گونه اي باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعني در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براي ياري امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعي اهل گناه و دلبستگي به دنيا نيست چرا كه چنين كسي نمي تواند از وابستگي ها و دلبستگي ها و آلودگي ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.با توجه به نكات ذكر شده مي توان برخي وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:1. اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامي انسان در انتظار كسي مي نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسي را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتي نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كساني كه آن حضرت را نمي شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمي كشند اما كساني كه او را مي شناسند و ارزش او را مي شناسند و مقام او رامي دانند منتظر او مي مانند.كساني كه امام زمان(عج) را نمي شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعي است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پي خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگي و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آري: وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخي وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالي است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسينيست و ظرفيت و لياقت زيادي مي خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كساني هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براي آگاهي از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معاني عميق و عجيب آن توصيه مي شود.همچنين خواندن كتب معتبري كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مي تواند انسان را تا حدي به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظيفه ديگري است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهي است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمي تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مي تواند منتظر قدم او باشد و خود را براي پذيرايي از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمي تواند به وظايف منتظران واقعي عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه اي است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي» ؛ (شوري، آيه23).3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعي وضعيت روحي و فكري و عملي خود با به گونه اي سامان مي دهند كه سنخيت كاملي با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مي توان منتظر قدوم كسي بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مي توان محبت كسي را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتي نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقي و درجات معنوي حاصل مي شود. و تنها در اين صورت است كه مي توان ادعاي محبت به امام زمان را داشت. در صورتي كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دوري اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.طبيعي است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.4. ارتباط با منتظران ديگر؛ منتظر امام زمان مي داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهاني است و بايد ياوران زيادي داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايماني خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علي البرّ و التقوي به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.5. دعا براي تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعي هر لحظه انتظار محبوب را مي كشد و از خدا مي خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاي فراوان براي فرج آن حضرت از وظايف هميشگي منتظرآن حضرتش مي باشد. دعاي براي تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مي باشد.6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل هاي مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعي مي كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفي با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتي موفق به زيارت آن حضرت نمي شود از طريق خواندن دعاي ندبه، زيارت آل ياسين، دعاي عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مي كند.7. ياد فراوان حضرت؛ ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندي منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مي كنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگري است كه منتظران واقعي احساس مي كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مي دارند.8. دادن صدقه براي سلامتي آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب هايي براي آن حضرت9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودي آن حضرت در بين منتظران.10. اميدواري بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران11. ايجاد آمادگي دائم رزمي براي ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براي قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).منتظران و ياوران مصلح جهاني بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براي فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اي محكم، عزمي راسخ و برنامه اي دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهي ازوظايف عملي و گسترش شناخت خود از مباني ديني و معرفتي، در راه تقويت بنيه اعتقادي و اخلاقي خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصي، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف ديني ـ در هر محيطي كه هستيم ـ به خودسازي اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براي تجلّي نور الهي آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمي تواند مانع مهمي در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعي امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعي، مي توان سيئات و بدي هاي گذشته را به حسنه و نيكي تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.قرآن راجع به حضرت مهدي(ع) و اصحاب ايشان مي فرمايد: «الدين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كساني كه اگر در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق [مي بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهيمي كنند (حج، آيه 41).امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «اين آيه براي آل محمد و مهدي(ع) و اصحاب او است».در نتيجه اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاي زير توجه فرماييد:1. ارتباط معنوي خود را با خداي متعال تقويت كنيد؛2. نمازهاي يوميه را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد؛3. سعي كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛4. از هر گونه گناه و معصيتي اجتناب كنيد؛5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مي شود و مورد بررسي قرار مي گيرد؛7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلي داشته باشيد؛8. با مطالعه كتاب هايي كه درباره امام زمان(ع)، آگاهي و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛9. براي اصلاح اوضاع فرهنگي دانشگاه، به تنهايي يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضي از تشكل هاي مذهبي دانشگاه، امر به معروف و نهي از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضي اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودي و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاي ديني و اخلاقي و اجتناب از گناه و خلاف است. منبع : پايگاه پرسمان

Monday، August 28، 2006

ماه شعبان ، ماه شكفتن گل هاي باطراوت گلستان احمدي - ص - گرامي و مبارك باد

Monday، August 21، 2006

ماه مجلس

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را انيس و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد به بوی او دل بيمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد طربسرای محبت کنون شود معمور که طاق ابروی يار منش مهندس شد

Saturday، August 05، 2006

چهل سخن از خداوند سخن

چهل سخن از خداوند سخن (1) إغْتَنِمُوا الدُّعاَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْ ذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ. فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبيل اللّه - موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم . در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست . (2) اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ، وَ الاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَةُ مِرآةٌ صافِيَةٌ، وَ الاْ عْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفى بِكَ اَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ. فرمود: علم ؛ ارثيه اى با ارزش ، و ادب ؛ زيورى نيكو، و انديشه ؛ آئينه اى صاف ، و پوزش خواستن ؛ هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود. و براى با ادب بودنت همين بس كه آنچه براى خود دوست ندارى ، در حقّ ديگران روا نداشته باشى . (3) اَلْحَقُّ جَديدٌ وَ إ نْ طالَتِ الاْ يّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إ نْ نَصَرَهُ اقْوامٌ. فرمود: حقّ و حقيقت در تمام حالات جديد و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد. و باطل هميشه پست و بى اساس است گر چه افراد بسيارى از آن حمايت كنند. (4) اَلدُّنْيا تُطْلَبُ لِثَلاثَةِ اشْيا: اَلْغِنى ، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَةِ، فَمَنْ زَهِدَ فيها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إ سْتَغْنى ، وَ مَنْ قَلَّ سَعْيُهُ إ سْتَراحَ. فرمود: دنيا و اموال آن ، براى سه هدف دنبال مى شود: بى نيازى ، عزّت و شوكت ، آسايش و آسوده بودن . هر كه زاهد باشد؛ عزيز و با شخصيّت است ، هر كه قانع باشد؛ بى نياز و غنى گردد، هر كه كمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد؛ هميشه آسوده و در آسايش است . (5) لَوْ لاَ الدّينُ وَ التُّقى ، لَكُنْتُ ادْهَى الْعَرَبِ. فرمود: چنانچه دين دارى و تقواى الهى نمى بود، هر آينه سياستمدارترين افراد بودم - ولى دين و تقوا مانع سياست بازى مى شود - . (6) اَلْمُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاكِمٌ عَلَيْهِمْ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْعِلْمِ انْ تَخْشَى اللّهَ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْجَهْلِ انْ تَعْجِبَ بِعِلْمِكَ. فرمود: ملوك بر مردم حاكم هستند و علم بر تمامى ايشان حاكم خواهد بود، تو را در علم كافى است كه از خداوند ترسناك باشى ؛ و به دانش و علم خود باليدن ، بهترين نشانه نادانى است . (7) ما مِنْ يَوْمٍ يَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَمٍ إ لاّ قالَ لَهُ ذلِكَ الْيَوْمُ: يَابْنَ آدَم انَا يَوُمٌ جَديدٌ وَ اناَ عَلَيْكَ شَهيدٌ. فَقُلْ فيَّ خَيْراً، وَ اعْمَلْ فيَّ خَيْرَا، اشْهَدُ لَكَ بِهِ فِى الْقِيامَةِ، فَإ نَّكَ لَنْ تَرانى بَعْدَهُ ابَداً. فرمود: هر روزى كه بر انسان وارد شود، گويد: من روز جديدى هستم ، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مى باشم . سعى كن سخن خوب و مفيد بگوئى ، كار خوب و نيك انجام دهى . من در روز قيامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز كه پايان يابد ديگر مرا نخواهى ديد و قابل جبران نيست . (8) فِى الْمَرَضِ يُصيبُ الصَبيَّ، كَفّارَةٌ لِوالِدَيْهِ. فرمود: مريضى كودك ، كفّاره گناهان پدر و مادرش مى باشد. (9) الزَّبيبُ يَشُدُّ الْقَلْبِ، وَ يُذْهِبُ بِالْمَرَضِ، وَ يُطْفِى ءُ الْحَرارَةَ، وَ يُطيِّبُ النَّفْسَ. فرمود: خوردن مويز - كشمش سياه - قلب را تقويت ، مرض ها را برطرف ، و حرارت بدن را خاموش ، و روان را پاك مى گرداند. (10) أ طْعِمُوا صِبْيانَكُمُ الرُّمانَ، فَإ نَّهُ اَسْرَعُ لاِ لْسِنَتِهِمْ. فرمود: به كودكان خود انار بخورانيد تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود. (11) اطْرِقُوا اهاليكُمْ فى كُلِّ لَيْلَةِ جُمْعَةٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْفاكِهَةِ، كَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمْعَةِ. فرمود: در هر شب جمعه همراه با مقدارى ميوه - يا شيرينى ،... - بر اهل منزل و خانواده خود وارد شويد تا موجب شادمانى آن ها در جمعه گردد. (12) كُلُوا ما يَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإ نَّهُ شِفاٌ مِنْ كُلِّ داٍ بِإ ذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ انْ يَسْتَشْفِيَ بِهِ. فرمود: آنچه اطراف ظرف غذا و سفره مى ريزد جمع كنيد و بخوريد، كه همانا هركس آن ها را به قصد شفا ميل نمايد، به اذن حق تعالى شفاى تمام دردهاى او خواهد شد. (13) لا ينبغى للعبد ان يثق بخصلتين : العافية و الغنى ، بَيْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَيْنا تَراهُ غنيّاً إ ذِ افْتَقَرَ. فرمود: سزاوار نيست كه بنده خدا، در دوران زندگى به دو خصوصيّت اعتماد كند و به آن دلبسته باشد: يكى عافيت و تندرستى و ديگرى ثروت و بى نيازى است . زيرا چه بسا در حال صحّت و سلامتى مى باشد ولى ناگهان انواع مريضى ها بر او عارض مى گردد و يا آن كه در موقعيّت و امكانات خوبى است ، ناگهان فقير و بيچاره مى شود، - پس بدانيم كه دنيا و تمام امكانات آن بى ارزش و بى وفا خواهد بود و تنها عمل صالح مفيد و سودبخش مى باشد - . (14) لِلْمُرائى ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَكْسِلُ إ ذا كانَ وَحْدَهُ، وَ يَنْشطُ إ ذاكانَ فِى النّاسِ، وَ يَزيدُ فِى الْعَمَلِ إ ذا اُثْنِىَ عَلَيْهِ، وَ يَنْقُصُ إ ذا ذُمَّ. فرمود: براى رياكار سه نشانه است : در تنهائى كسل و بى حال ، در بين مردم سرحال و بانشاط مى باشد. هنگامى كه او را تمجيد و تعريف كنند خوب و زياد كار مى كند و اگر انتقاد شود سُستى و كم كارى مى كند. (15) اَوْحَى اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى إ لى نَبيٍّ مِنَ الاْ نْبياِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أ عْدائى ، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أ عْدائى ، وَ لايَتَشَكَّلُوا بِمَش اكِلِ اعْدائى ، فَيَكُونُوا أ عْدائى . فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر يكى از پيامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا ميل نكنند و هم شكل دشمنان من نگردند، وگرنه ايشان هم دشمن من خواهند بود. (16) اَلْعُقُولُ أ ئِمَّةُ الا فْكارِ، وَ الاْ فْكارُ أ ئِمَّةُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أ ئِمَّةُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أ ئِمَّةُ الاْ عْضاِ. فرمود: عقل هر انسانى پيشواى فكر و انديشه اوست ؛ و فكر پيشواى قلب و درون او خواهد بود؛ و قلب پيشواى حوّاس پنج گانه مى باشد، و حوّاس پيشواى تمامى اعضا و جوارح است . (17) تَفَضَّلْ عَلى مَنْ شِئْتَ فَانْتَ اميرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَانْتَ نَظيرُهُ، وَ افْتَقِرْ إ لى مَنْ شِئْتَ فَانْتَ أ سيرُهُ. فرمود: بر هر كه خواهى نيكى و احسان نما، تا رئيس و سرور او گردى ؛ و از هر كه خواهى بى نيازى جوى تا همانند او باشى . و خود را نيازمند هر كه خواهى بدان - و از او تقاضاى كمك نما - تا اسير او گردى . (18) اعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لاِ نَّ بِهِ مَعْرِفَةُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أ ذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لاِ نَّ صاحِبَهُ اصَمُّ، ابْكَمٌ، اعْمى ، حَيْرانٌ. فرمود: عزيزترين عزّت ها علم و كمال است ، براى اين كه شناخت معاد و تامين معاشِ انسان ، به وسيله آن انجام مى پذيرد. و پست ترين ذلّت ها جهل و نادانى است ، زيرا كه صاحبش هميشه در كرى و لالى و كورى مى باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود. (19) جُلُوسُ ساعَةٍ عِنْدَ الْعُلَماِ احَبُّ إ لَى اللّهِ مِنْ عِبادَةِ الْفِ سَنَةٍ، وَ النَّظَرُ إ لَى الْعالِمِ أ حَبُّ إ لَى اللّهِ مِنْ إ عْتِكافِ سَنَةٍ فى بَيْتِ اللّهِ، وَ زيارَةُ الْعُلَماِ أ حَبُّ إ لَى اللّهِ تَعالى مِنْ سَبْعينَ طَوافاً حَوْلَ الْبَيْتِ، وَ افْضَلُ مِنْ سَبْعينَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ مَقْبُولَةٍ، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالى لَهُ سَبْعينَ دَرَجَةً، وَ أ نْزَلَ اللّهُ عَلَيْهِ الرَّحْمَةَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ: انَّ الْجَنَّةَ وَ جَبَتْ لَهُ. فرمود: يك ساعت در محضر علما نشستن - كه انسان را به مبدا و معاد آشنا سازند - از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود. توجّه و نگاه به عالِم از إ عتكاف و يك سال عبادت - مستحبّى - در خانه خدا بهتر است . زيارت و ديدار علما، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف كعبه محبوب تر خواهد بود، و نيز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مى باشد. همچنين خداوند او را هفتاد مرحله ترفيعِ درجه مى دهد و رحمت و بركت خود را بر او نازل مى گرداند، و ملائكه شهادت مى دهند به اين كه او اهل بهشت است . (20) يَابْنَ آدَم ، لاتَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذى لَمْ يَاتِكَ عَلى يَوْمِكَ الَّذى أ نْتَ فيهِ، فَإ نْ يَكُنْ بَقِيَ مِنْ اجَلِكَ، فَإ نَّ اللّهَ فيهِ يَرْزُقُكَ. فرمود: اى فرزند آدم ، غُصّه رزق و آذوقه آن روزى كه در پيش دارى و هنوز نيامده است نخور، زيرا چنانچه زنده بمانى و عمرت باقى باشد خداوند متعال روزىِ آن روز را هم مى رساند. (21) قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غِيْرَتِهِ. فرمود: ارزش هر انسانى به قدر همّت اوست ، و شجاعت و توان هر شخصى به مقدار گذشت و إ حسان اوست ، و درستكارى و صداقت او به قدر جوانمردى اوست ، و پاكدامنى و عفّت هر فرد به اندازه غيرت او خواهد بود. (22) مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ اخيهِ تَبَرُّكا بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَيْنَهُما مَلِكاً يَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّى تَقُومَ السّاعَةُ. فرمود: كسى كه دهن خورده برادر مؤ منش را به عنوان تبرّك ميل نمايد، خداوند متعال ملكى را مامور مى گرداند تا براى آن دو نفر تا روز قيامت طلب آمرزش و مغفرت نمايد. (23) لاخَيْرَ فِى الدُّنْيا إ لاّ لِرَجُلَيْنِ: رَجَلٌ يَزْدادُ فى كُلِّ يَوْمٍ إ حْسانا، وَ رَجُلٌ يَتَدارَكُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَ انّى لَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَاللّه لَوْسَجَدَ حَتّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللّهُ مِنْهُ إ لاّ بِوِلايَتِنا اهْلِ الْبَيْتِ. فرمود: خير و خوبى در دنيا وجود ندارد مگر براى دو دسته : دسته اوّل آنان كه سعى نمايند در هر روز، نسبت به گذشته كار بهترى انجام دهند. دسته دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشيمان و سرافكنده گردند و توبه نمايند، و توبه كسى پذيرفته نيست مگر آن كه با اعتقاد بر ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد. (24) عَجِبْتُ لاِ بْنِ آدَمٍ، أ وَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَ آخِرُهُ جيفَةٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَيْنَهُما وِعاٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ يَتَكَبَّرُ. فرمود: تعجبّ مى كنم از كسى كه اوّلش قطره اى آب ترش شده و عاقبتش لاشه اى متعفّن - بد بو - خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است ، با اين حال تكبّر و بزرگ منشى هم مى نمايد. (25) إ يّاكُمْ وَ الدَّيْن ، فَإ نَّهُ هَمُّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلُّ بِالنَّهارِ. فرمود: از گرفتن نسيه و قرض ، خود را برهانيد، چون كه سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خوارى در روز خواهد گشت . (26) إ نَّ الْعالِمَ الْكاتِمَ عِلْمَهُ يُبْعَثُ انْتَنَ اهْلِ الْقِيامَةِ، تَلْعَنُهُ كُلُّ دابَّةٍ مِنْ دَوابِّ الاْ رْضِ الصِّغارِ. فرمود: آن عالم و دانشمندى كه علم خود را - در بيان حقايق - براى ديگران كتمان كند، روز قيامت با بدترين بوها محشور مى شود و مورد نفرت و نفرين تمام موجودات قرار مى گيرد. (27) يا كُمَيْلُ، قُلِ الْحَقَّ عَلى كُلِّ حالٍ، وَوادِدِ الْمُتَّقينَ، وَاهْجُرِ الفاسِقينَ، وَجانِبِ المُنافِقينَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنينَ. فرمود: در هر حالتى حقّ را بگو و مدافع آن باش ، دوستى و معاشرت با پرهيزگاران را ادامه ده ، و از فاسقين و معصيت كاران كناره گيرى كن ، و از منافقان دورى و فرار كن ، و با خيانتكاران همراهى و هم نشينى منما. (28) فى وَصيَّتِهِ لِلْحَسَنِ عليه السلام : سَلْ عَنِ الرَّفي قِ قَبْلَ الطَّري قِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ. ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: پيش از آن كه بخواهى مسافرت بروى ، رفيق مناسب راه را جويا باش ، و پيش از آن كه منزلى را تهيّه كنى همسايگان را بررسى كن كه چگونه هستند. (29) اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَليلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ. فرمود: فخر كردن انسان به خودش ، نشانه كم عقلى او مى باشد. (30) ايُّهَا النّاسُ، إِيّاكُمْ وُحُبَّ الدُّنْيا، فَإِنَّها رَاْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ، وَبابُ كُلِّ بَليَّةٍ، وَداعى كُلِّ رَزِيَّةٍ. فرمود: اى گروه مردم ، نسبت به محبّت و علاقه به دنيا مواظب باشيد، چون كه علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافى است ، و دروازه هر بلا و گرفتارى است ، و نزديك كننده هر فتنه و آشوب ؛ و نيز آورنده هر مصيبت و مشكلى است . (31) السُّكْرُ ارْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ. فرمود: مستى در چهار چيز است : مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت ، مستى خواب ، مستى رياست و مقام . (32) اللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ. فرمود: زبان ، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ايمان ) خواهد زد. (33) يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِمِ اشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ. فرمود: روز داد خواهى مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزى كه ظالم ستم بر مظلوم مى كند. (34) فِى الْقُرْآنِ نَبَاُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنِكُمْ. فرمود: قرآن احوال گذشتگان ، و أ خبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است . (35) نَزَلَ الْقُرْآنُ اثْلاثا، ثُلْثٌ فينا وَفى عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ امْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَاحْكامٌ. فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است : يك قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت : و دشمنان و مخالفان ايشان ؛ و قسمت ديگر آن ، اخلاقيّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بيان واجبات و احكام إ لهى مى باشد. (36) الْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ، وَالنّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ. فرمود: مؤ من آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او در أ منيت و آسايش باشند. (37) كَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَى الرِّجالِ وَالنِّساِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّى يُقْتَلَ فى سَبيلِ اللّه ، وَجِهادُ الْمَرْئَةِ انْ تَصْبِرَ عَلى ماتَرى مِنْ اذى زَوْجِها وَغِيْرَتِهِ. فرمود: خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است . پس جهاد مرد، آن است كه از مال و جانش بگذرد تا جائى كه در راه خدا كشته و شهيد شود. و جهاد زن آن است كه در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غيرت و جوانمردى او صبر نمايد. (38) فى تَقَلُّبِ الاْ حْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ. فرمود: در تغيير و دگرگونى حالات و حوادث ، فطرت و حقيقت اشخاص شناخته مى شود. (39) إ نّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَدا حِسابٌ وَلا عَمَل . فرمود: امروزه - در دنيا - زحمت و فعاليّت ، بدون حساب است و فرداى قيامت ، حساب و بررسى اعمال و دريافت پاداش است . (40) إ تَّقُوا مَعَاصِيَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ فَإ نَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم . فرمود: دورى و اجتناب كنيد از معصيت هاى إ لهى ، حتّى در پنهانى ، پس به درستى كه خداوند شاهد اعمال و نيّات است ؛ و نيز او حاكم و قاضى خواهد بود.

Wednesday، August 02، 2006

فاجعه قانا

بسم الله الرحمن الرحيم فاجعه سهمگين قانا دلهاي ما را لبريز از درد و اندوه كرده و ما و ديگر ملتهاي مسلمان همه آزادگان جهان را سوگوار و خشمگين ساخته است. آن كودكان معصوم ،آن تن‌هاي ضعيف و رنجور، آن دلهاي وحشت زده و كوچك به چه گناهي كشته شدند؟ دل آتش گرفته مادران و پدران آنان چرا بايد به دست صهيونيستهاي خونخوار و حاميان مست ومغرور آمريكايي، اين چنين كباب مي‌شد؟ بيست روز بمباران بي‌وفقه لبنان، بيست روز جنايت در حجم انبوه، ويران‌سازي يك كشور و قتل عام غير نظاميان درآن، و فاجعه‌اي همچون كشتار قانا، از كدام پشتوانه منطق و استدلال برخوردار است كه دنياي مدعي تمدن و سازمان ملل و دولتها و سازمانهاي مدعي حقوق بشر ، اين گونه در برابر آن خونسرد و بي‌تفاوتند؟ دنياي اسلام تاكي بايد وجود سراپا فتنه و شر رژيم صهيونيستي را تحمل كند؟ دولتهاي اسلامي تاكي بايد دست آمريكاي جنگ افروز و مستكبر را در اين منطقه حساس بازبگذارند؟ آنچه در لبنان اتفاق افتاد حقوق بشر آمريكايي را براي همه معنا كرد و خاورميانه‌اي را كه دولت آمريكا در پي آن است، نشان داد. امروز براي همه روشن شده است كه تهاجم به لبنان، نقشه‌ئي از پيش طراحي شده و اقدامي آمريكايي - صهيونيستي، به عنوان گامي اساسي در راه تسلط برخاورميانه و جهان اسلام بوده است. بوش و همكاران آمريكايي وي به همان اندازه در فجايع لبنان گنهكارند كه سران خبيث و روسياه رژيم صهيونيستي، و سكوت سازمان ملل و بيشتر دولتهاي غربي و حمايت برخي از دولتها هنچون دولت بدسابقه و بدنام انگليس ، آنان را نيز به اندازه‌هاي مختلف در قضاوت امروز و فرداي بشريت و در مواخذه و عقوبت عظيم الهي، مسئول و شريك جرم مي‌سازد. امروز ملت‌هاي مسلمان بيش از هميشه از آمريكا متنفر و بر آن خشمگينند. دولت‌هاي آنان نيز حتي آنها كه ملاحظات سياسي، موجب محدوديت آنها است، از اين همه تعدي وقاحت آميز و مستكبرانه، بيزار و برآن معترضنند، رژيم آمريكا با حمايتش از جنايتها و جنايتكاران صهيونيست و باتجاوز آشكارش به حقوق ملتهاي مسلمان، بايد منتظر سيلي سخت و مشت كوبنده امت اسلامي باشد. ايستادگي ملت لبنان و مجاهدت قهرمانانه حزبه الله واقتدار برخاسته از ايمان و صبر و توكل آنان، نماد ديگري از بيداري دنياي اسلام و عزم راسخ آن در برابر دشمني‌ها و كين توزيها است. مشت پولادين جوانان مومن و شجاع و مظلوم لبناني، اكنون بر چهره زشت متجاوزان فرود آمده و شيشه غرور مستانه آنان را شكسته است. سياست راهبردي آمريكا، ايجاد ناامني و بحران و جنگ در اين منطقه است ، بدانند كه هر چه ناامني را گسترش دهند، ملتها را بر خود خشمگين تر و دنيا را براي خود ناامن تر خواهند كرد. رفتار و خوي تجاوزگرانه آمريكا و اسرائيل، روح مقاومت را بيش از پيش در دنياي اسلام زنده خواهد كرد و ارزش جهاد را براي آنان نمايانتر خواهد ساخت. دنياي اسلام و جوانان مسلمان در همه كشورهاي اسلامي بدانند كه راه مقابله با گرگ وحشي صهيونيزم و تجاوزگري شيطان بزرگ، جز مقاومت فداكارانه نيست، تسليم و انقياد در برابر دولتمردان ماجراجو و فتنه‌گر آمريكا، برطمع و جسارت آنان مي‌افزايد و كار را بر ملت‌ها سخت‌تر مي‌كند. اگر لبنان تسليم تجاوز اسرائيل و آمريكا مي‌شد و اگر جوانان مجاهد حزب‌الله و مردم مظلوم جنوب، رنج اين دفاع مقدس را به جان نمي‌خريدند، محنتي بلند مدت و ذلتي روزافزون، همه ملت لبنان را تهديد مي‌كرد و ادامه اين روند تهاجمي تمام اين منطقه را در برمي گرفت. امروز حزب‌الله خط مقدم دفاع از امت اسلامي و همه ملت‌هاي اين منطقه است. براي دشمن صهيونيستي، دين و آئين و مسجد و كليسا و شيعه و سني فرق نمي كند. رژيمي است نژاد پرست و متجاوز و سفاك، اگر مانعي در راه خود نبيند از هيچ جنايتي به هر گروه و هر ملت روگردان نيست. ملت‌هاي منطقه و فرقه‌هاي اسلامي و پيروان دين‌هاي مختلف در لبنان و در همه كشورهاي اسلامي بايد دست‌اتحاد به يكديگر دهند و نگذارند تفرقه آنان موجب قوت دشمن شود. ايران اسلامي مقاومت در برابر زورگويي‌ها و تجاوزگري‌هاي آمريكا و شرارت‌هاي رژيم صهيونيستي را وظيفه خود مي‌داند و در كنار همه ملت‌هاي مظلوم به ويژه مردم عزيز لبنان و ملت مبارز فلسطين خواهد ايستاد. آمريكا كه با حمايت صريح خود از كشتار غيرنظاميان لبناني و مخالفت صريح با آتش بس در لبنان و كمك تسليحاتي و مالي و سياسي به متجاوزان صهيونيست، عملا مجرم صحنه اين فجايع بزرگ است، اكنون درصدد آن است كه با تحميل شرايط خود بر ملت و دولت لبنان، ظلمي مضاعف را بر آنان وارد آورد. بي‌شك آن ملت مقاوم و آن مجاهدان شجاع، زيربار چنين ظلمي نخواهند رفت و جز بر اساس مصالح خود تصميمي نخواهند گرفت. اينجانب مصائب وارد آمده بر ملت لبنان به ويژه فاجعه بزرگ قانا را به آن ملت عزيز و به مجاهدان نستوه و به برجستگان و مسوولان سياسي آن كشور تسليت مي‌گويم و همدردي ملت بزرگ ايران را با آنان اعلام مي‌كنم. سلام بر ملت لبنان، سلام بر حزب‌الله پيروز و سلام بر رهبر دلاور و مومن عربي سيد حسن نصرالله. قال‌الله تعالي: فاصبران وعدالله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون... سيد علي خامنه‌اي دهم مرداد ‪۱۳۸۵

Sunday، July 30، 2006

الا ان حزب الله هم الغالبون

الا ان حزب الله هم الغالبون

Monday، July 24، 2006

تقريب مذاهب اسلامي و همكاري با شمال آفريقا

به نام خدا در آمدی بر نقش تقريب مذاهب اسلامی در ارتباط و گسترش همكاري با شمال افريقا سعيد معزالدين باورها و گرايش هاي مشترك باورهای دينی, نژاد, قوميت, تاريخ تمدن و فرهنگ, آداب و آيين های اجتماعی, موقعيت جغرافيايی و برخی ديگر از ويژگی های مشترک ، از جمله عواملی است که ملت ها را به يکديگر نزديک ساخته و به هم پيوند می دهد. باورها و گرايش های دينی مشترک از ساير عوامل مهم تر می باشد؛ بويژه که دين مقدس اسلام مرزهای جغرافيايی را در می نوردد و به عمق جان ها و وجدان ها نفوذ کرده و با شعار برادری و همبستگی اسلامی و شعور خودآگاهي و ضرورت همبستگي مسالمت آميز بر تعصبات کور ملی گرايی و قوم پرستی خط بطلان کشيده و ملت های مسلمان را به يکپارچگی و وحدت فرا می خواند. همبستگي اسلامي اسلام, امتياز طلبی قومی و برتری جويی نژادی را پوچ شمرده و به حکم آيه ی شريفه ی يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقيکم تنها تقوای الهی را موجب کرامت انسان دانسته است و با تأکيد بر اصل اتحاد و پرهيز از تفرقه در آيه ی شريفه واعتصموا بحبل الله جمعياً و لاتفرقوا اعتصام به حبل المتين الهی را رمز پيروزی و رستگاری معرفی کرده و با فراخوانی به تعاون و همکاری در آيه ی شريفه تعاونوا علی البر و التقوی مسلمانان را به همکاری برای انجام خوبی ها و نيکی ها و تقوا و هدف های والا و الهی دعوت می کند. همبستگی و تعاون و همکاری حول محور اسلام, اقتدار و عظمت مسلمانان, پيشرفت و توسعه ی کشورهای اسلامی را به دنبال خواهد داشت. بنابراين, اسلام و نهادهای اساسی آن می تواند به عنوان بهترين ويژگی مشترک, راه های همکاری و پيشرفت پيروان آن را در سراسر جهان فراهم آورد. اين همان چيزی است که همواره دشمنان اسلام از آن هراس داشته اند. آن ها پيوسته در صدد ايجاد تفرقه بين پيروان مذاهب اسلامی بوده و هستند تا از اين رهگذر به مطامع شوم خويش و غارت منابع و معادن ملت های مسلمان دست يابند. اعتقاد به خدای يگانه, کتاب واحد آسمانی( قرآن کريم) کعبه ی معظمه ( قبله ی واحد) پيامبر اسلام (ص) و بسياري از نقاط مشترک اصلی و فرعی در فقه و اصول و کلام و علوم قرآن, افق تابناک و راه روشن و چشم انداز اميدبخشی را برابر ديدگان ملت های مسلمان می گشايد تا با تمسک به حبل متين الهی و تلاش در راه تقريب مذاهب اسلامی راه های همکاری و توسعه و تعالی را هموارتر سازند. در اين نوشتار کوتاه, ضرورت تقريب مذاهب و تلاش در راه گسترش همبستگی اسلامی به عنوان بهترين راهبرد و کوشش عملی و فرهنگی و کاربردی برای ايجاد زمينه های توسعه و همکاری توصيه می شود. ويژگي هاي فرهنگي و علمي شمال آفريقا موقعيت خاص جغرافيايی شمال آفريقا که شامل کشورهايی مهم با پيشينه ی تاريخی كهن و درخشان و تحولات و دگرگونی های فرهنگی, سياسی و اجتماعی می باشد, به اين نقطه از جهان ويژگی خاصی بخشيده و بر اهميت آن افزوده است. بيشتر ساکنان شمال آفريقا را مسلمانان تشکيل می دهند و دين مقدس اسلام به عنوان دين رسمی اين کشورها به شمار می رود. برای مثال, در کشورهای تونس, ليبی, مصر و مراکش به ترتيب 4/99 , 97, 8/81, 7/98 درصد مسلمان سکونت دارند. وجود مساجد مهم و تاريخی و مراکز علمی و فرهنگی در منطقه ی شمال آفريقا و موج فزاينده ی اسلام خواهی و علاقه ی شديد ملت های مسلمان به انقلاب اسلامی, همکاری و تعاون اين کشورها را به يکديگر و ساير کشورهای اسلامی, به ويژه جمهوری اسلامی ايران, در راه رشد و توسعه ی زمينه های فرهنگی ضروری می نمايد. از آنجا که باورهای دينی و تبادل آرا و انديشه ها در عرصه ی فرهنگ و گرايش های علمی و معنوی و وجود مشترکات فراوان بين مذاهب موجود و برخی فرقه ها و طريقت ها به عنوان انگيزه ی مشترک و بستر مناسب برای گسترش روح همبستگی اسلامی راهگشای همکاری در ساير زمينه های سياسی, اقتصادی و اجتماعی خواهد بود, ضرورت پرداختن به مقوله ی ارزيابی نقاط مشترک مذاهب و تفاهم فکری و تقريب مذاهب اسلامی بيش از هر زمان احساس می شود. از آن هنگام که بلال حبشی به برکت درخشش نور اسلام در سرزمين جاهلی حجاز از بردگی رهايی يافت و به شرافت مؤذن بودن رسول خدا (ص) نايل شد و پس از فتح مکه بر بام کعبه ندای توحيد سر داد, گويي, نماينده ای از قاره آفريقا ندای رهايی از يوغ بندگی خدايان زمين و رهايي از تفرقه و پراکندگی را سر می دهد. اين دعوت, گسترش يافت تا جايی که هم اکنون ديگر بار نغمه ی روح نواز وحدت, گوش دل و جان ساکنان اين مناطق را می نوازد و جوانان پرشور و آگاه شمال آفريقا خواهان اقتدار و اتحاد ملت های خويش و رويارويی با بيگانگان هستند. فرهنگ و ميراث گرانسنگ و کهن اسلامی در اين سرزمين گويای پيشينه ای ديرين و درخشان است. دانشگاه القرويين و زيتونيه در تونس, مرکز بسيار مهمی است که بسياری از انديشمندان اسلامی شمال آفريقا به ويژه از کشورهای تونس, الجزاير و مراکش, از آن فارغ التحصيل شده اند. تلاش های شيخ عبدالعزيز النعالبی در 1920 ميلادی و غيرت دينی مردم آن سامان دست استعمار فرانسه را از اين کشور کوتاه کرد. وجود مراکز علمی و دانشگاهی در مصر نيز شاهد اين مدعاست که فرهنگ و تمدن اسلامی در اين کشور رشد و نمو يافت و دانشکده ی دارالعلوم و دانشگاه عين شمس و دانشگاه اسکندريه از جمله مراکز علمی و تحقيقاتی است که بر اهميت توجه به دانش و آموزش و انديشه در مصر تأکيد می کند. طلايه داران وحدت متفکران گرانقدری همچون سيدجمال الدين اسدآبادی, سيدقطب, حسن البنا در برانگيختن احساس اسلامی مشترک دينی رهروان مذاهب نقش بسزايی داشته اند. همچنين وجود شخصيت هايي چون علامه محمدتقی قمی در دارالتقريب مصر در کنار متفکران جهان اسلام مانند شيخ سليم بشری, علامه سيدشرف الدين و تأکيد آيت الله العظمی بروجردی بر تشويق عالمان مذاهب در تبادل آرا و انديشه ها, آگاهی از مبانی معيارهای فقهی اجتهادی مذاهب اسلامی و فتوای مشهور شيخ شلتوت در مورد جواز عمل به فقه جعفری و به رسميت شناختن مذهب تشيع و اعلام مذاهب خمسه اسلامی, بيش از پيش راه دستيابی به تقريب عملی را هموار ساخت. حاصل بحث های مستمر عالمان متعهد و آگاه در دارالتقريب مصر شامل60 نسخه مجله ی رساله الاسلام شد که هر صاحب نظر و پژوهشگری با مطالعه ی آن به ژرفای بحث ها, روح برادری توأم با استدلال حاکم بر مقالات و سعه ی صدر و وسعت نظر نويسندگان آن پی می برد. و اکنون از آن ستارگان درخشان علم و معرفت به عنوان طلايه داران وحدت و روادالتقريب ( پيشگامان انديشه ی تقريب مذاهب اسلامي) ياد می کنيم. با بررسی اجمالی موقعيت کنونی ملت های مسلمان در جهان به اين نکته ی مهم واقف می شويم که آيا با وجود مشترکات فراوان و وجود عواطف و احساسات همگون و پيشينه ی درخشان همکاری در زمينه های فرهنگی, امروز نيز می توان آن روزهای به ياد ماندنی را احيا کرد؟ در پاسخ به اين پرسش اساسی بايد گفت: آری, به برکت پيروزی انقلاب اسلامی و رهبری های حکيمانه امام راحل (ره) زمينه ی همکاری فرهنگی به ويژه در اين گونه مناطق بيش از هر زمان فراهم است و شايسته است كه عالمان مذاهب و مراکز و محافل علمی, حوزوی و دانشگاهی راه های دستيابی به همبستگی اسلامی را ارزيابی کرده با ايجاد ارتباط مستمر در راه گسترش علاقه و روابط فرهنگی و علمی کوشش نمايند. در اينجا, به برخی عوامل و راه های رسيدن به اين مقصود اشاره می کنيم: راه هاي عملي - تلا ش در راه گسترش فرهنگ تقريب در حوزه و دانشگاه ؛ - ايجاد ارتباط مستمر بين مراکز علمی و فرهنگی و شخصيت های علاقه مند به تقريب مذاهب و فراهم آوردن زمينه های لازم تبادل نظريات و آرا و فتاوی انديشمندان مذاهب اسلامی؛ - کوشش در راه شناخت احساسات و عواطف مشترک و برانگيختن آن ها در جهت هدف های والای قرآنی و تحکيم مبانی اخوت و همبستگی اسلامی؛ - بررسی و شناخت وجوه اشتراک مذاهب و تقويت آن ها؛ - پرهيز از طرح مسائل اختلافی به ويژه به گونه ای که موجب تفرقه ی امت اسلامی نشود و در عرصه ی مسائل سياسی, رنگ صنفی, فرقه ای و قومی به خود نگيرد؛ - کوشش در راه ريشه يابی مسايل اختلافی برای طرح در کميسيون ها و محافل علمی؛ - تبيين آثار مثبت همبستگی اسلامی برای ملت های مسلمان؛ - ارزيابی علل پراکندگی و اختلاف مسلمانان و تبيين آثار شوم تفرقه و زيان های جبران ناپذيری که از اين رهگذر به جوامع اسلامی رسيده است؛ - درک ضرورت های زمان و پرداختن به حل مشکلات و کاستی های کنونی مسلمانان؛ - اتخاذ تدابير لازم, هماهنگ و منسجم فرهنگی و تبليغی در ارشاد و هدايت پيروان فرقه های استعماری و موضع گيری اصولی فرهنگی براساس معيارهای مشترک مذاهب اسلامی در برابر بدخواهان و دشمنان انديشه تقريبی؛ - تدريس علوم اسلامی مقارن و مقايسه ای در دانشگاه ها و مراکز علمی و حوزوی؛ - تبادل استاد و دانشجو و استفاده ی مؤثر از امکانات آموزشی و فرهنگی يکديگر؛ - برپايی اردوهای آموزشی, فرهنگی و تفريحی و سياحتی برای استادان, پژوهشگران و دانشجويان؛ - کوشش در راه احيا و حفظ ميراث فرهنگی مشترک اسلامی و دميدن روح هويت اصيل و پويای اسلامی به کالبد جوانان مسلمان و احيای شخصيت و باز يافتن توانايی و استعداد آن ها در بسيج همگانی گرايش به کسب آگاهی و معارف قرآنی و سيره ی نبوی, اقوال بزرگان دين و سنت و عترت پيامبر اکرم (ص)؛ - تشکيل کنفرانس ها, سمينارها و نشست های علمی و فرهنگی و برپايی همايش و گردهمايي انديشمندان مذاهب و عالمان و متفکران برای اتخاذ تدابير واحد و هماهنگ در توجيه و ارشاد ملت های مسلمان براي حفظ و توسعه ی روح همکاری و تعاون در راه توسعه و تعالی جوامع اسلامی؛ - انتشار کتاب و نشريه و ايجاد و گسترش وب سايت و نرم افزارهاي رايانه اي و امكانات الكترونيكي و گسترش و توسعه همکاری هاي رسانه ای و تبليغاتی؛ - تشويق دانشجويان و استادان به انتخاب موضوعات تقريبی برای تحقيق و پژوهش و پايان نامه های تحصيلی؛ - بهره وری مناسب از فن آوری نو در عرصه ی اطلاع رسانی و ايجاد سايت و پايگاه های اينترنتی؛ - برپايی مسابقات فرهنگی و علمی با موضوع های تقريبی و همبستگی مذاهب اسلامی؛ - ايجاد شبکه ی ويژه ی ماهواره ای برای توليد و پخش برنامه ها و بحث های تقريبی. منابع: آرشيو مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي و مجمع جهاني اهل بيت (ع)

Sunday، July 23، 2006

نصرالله نماد مقاومت

نصر الله نماد مقاومت شرم الشيخ كوفه است وجنوب‌، نينوا!دارد جنوب شبيه كربلا مي شود مديترانه‌، فرات است فرات‌، عباي توست!براي اين همه زخمي براي اين همه بي كفن تنها رداي مهربان تو مانده است!وگرنه اين سران دشداشه‌هاشان را پرچم صلح كردند و فروختندشايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدندديروز، ذوالفقار را با قطعنامه‌ها تاق زدند امروز منتظرند كه از قطعنامه‌ها زمين و نان فرشته و غلمان ببارد!باريد!و قطعنامه همين بمبي ست كه دارد مي‌بارد!جنوب غرق خون است و غزه آهوي زخمي تو تنها مانده اي نصرالله!در خيبري به نام جنوبو هواپيماها دارند خندق مي كنند و كودكان زخمي تشنه اندتو رفته اي از شريعه آب بياوري در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسياوضاع روزگار بد نيست از سران عرب يكي با شمشيري از طلا بر كمردارد ريشش را خضاب مي‌كند ويكيهميشه در مواقع حساس به سجده مي‌رود شيخ فلانتا دشداشه را عوض كند شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسششاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكاييدير خواهد شدنماد ارتش عربي پليس مصراست كه همچنان حمله مي كند به الازهر!جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!تنها تو مانده اي نصرالله!پس شمشير را پس بگير و اسب را پس بگير و شريعه را پس بگير و غيرت عربي را پس بگيركه پادشاهان عربشيهه اسبان مرده‌اند! علي رضا قزوه

Saturday، July 15، 2006

ولادت با سعادت كوثر نبوت و كفو امامت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بر مسلمانان جهان به ويژه پيروان اهل بيت عليهم السلام مبارك باد

Sunday، July 02، 2006

فاطمیه !

فاطمیه اين روزها كوچه، خيابان‌هاي ايران، عطر و بوي فاطميه دارد و بنا بر سنت ديرينه ايرانيان دوستدار خاندان رسول خدا(ص)، هنوز هم روضه‌هاي فاطميه برپاست. زنده نگه داشتن ياد مظلوميت‌هاي بانوي دو عالم، تحفه‌اي نيست كه تازه به اين ديار رسيده باشد، بلكه سال‌ها و قرن‌هاست كه شيعيان، خود را موظف به برپا‌يي عزاي حضرت صديقه طاهره(س) مي‌دانند. با اين حال، به نظر مي‌رسد، در سال‌هاي اخير به طرز محسوسي، اين عزاداري آشكارتر، عريان‌تر و پرطمطراق‌تر شده است؛ امري كه بايد در چرايي آن انديشيد و درباره انگيزه آن، كنكاش كرد. براي واكاوي درست مطلب، بايد به اصل مصايب حضرت زهرا(س) توجه نمود. دختر پيامبر(ص)، به همان دليل كه دختر پيامبر(ص) بود، از چند ناحيه دستخوش مظلوميت بود كه تنها يك بعد آن، آسيب‌ها و لطمات وارده به جسم شريف ايشان است كه در ذكر مصيبت‌هاي ايشان، بيش از همه مورد توجه قرار مي‌گيرد، اما آنچه بيش از اين‌ها، زهراي مرضيه(س) را آزار مي‌داد، به گفته خودشان، از دست دادن وجود پيامبر(ص) و ظلمي بود كه بر ولي خدا و همسرشان مي‌رفت (فقد النبي و ظلم الوصي). با اين حال، مظلوميت واقعي فاطمه(س) آنجا بود كه به دليل شرايط آن روزگار و نيز عدم درك مردم آن دوران، نمي‌توانست آشكارا بر مصايب خود بگريد. اين‌كه زهراي اطهر(س)، جراحات خود را از همسرش اميرالمؤمنين(ع) هم مخفي مي‌كرد، طبعا به دليل علاقه شديد به ايشان و خودداري از افزودن بر غم‌هاي امام استخوان در گلو و خار در چشم زمان بود، اما شرايط جامعه به دختر پيامبر(ص) امكان گريستن بر پدر بزرگوارش را هم نمي‌داد و از همين رو، زماني كه اهل مدينه، مصيبت مرگ زهرا(س) را درك نمي‌كردند، او ناچار بود، در منتهااليه بقيع در «بيت‌الاحزان» سوگواري كند. البته اين مظلوميت، پس از شهادت هم با صديقه طاهره ماند، به گونه‌اي كه قبر ايشان مخفي ماند و سوگوراي كودكان معصوم وي نيز مخفيانه و شبانه بود. اين‌كه علت اين مظلوميت و خفا چه بوده، به واكاوي بيشتري احتياج دارد، اما با درك ابتدايي نگارنده، مي‌توان به شرايط آن روز جامعه مسلمانان و لزوم حفظ وحدت، در كنار پيچيدگي مسير اعتراض دخت پيامبر(ص) به عنوان دلايل آن اشاره كرد. بيش از همه، مقايسه حركت حضرت زهرا(س) كه نخستين حركت اعتراضي شيعه بود، با قيام نيم قرن بعد فرزندش حسين‌بن‌علي(ع) مي‌تواند، تفاوت اين دو حركت را روشن نمايد.امام حسين(ع) كه قيامش براي نجات اصل دين بود، تقريبا از همه ابزارها براي هرچه آشكار كردن نهضت خود استفاده كرد. ايشان از مدينه به مكه و از آنجا به كوفه، فرسنگ‌ها را پيمود و همه جا مخالفت خود را با حكومتي كه اصل دين را مورد تهديد قرار داده بود، فرياد زد. به همراه بردن ده‌ها زن و كودك و نيمه‌كاره رها كردن حج بيت‌الله، از اقدامات منحصر به فردي بود كه امام حسين(ع) انجام داد و به اين ترتيب، باعث شد تا در جامعه آن روز در ابعاد گسترده‌اي جلب توجه كند. با اين حال، صديقه طاهره(س) كه براي توجه دادن مردم به مفهوم ولايت و وصايت پيامبر(ص) به پا خاسته بود، براي ضربه نخوردن اصل دين، به شيوه‌اي دقيق، پر رمز ‌و راز و مظلومانه و مخفيانه روي آورد و بذري از بغض در گلوي مبارك خود را در تاريخ كاشت كه امروز نيز پس از 1400 سال سينه شيعيان حضرتش را مي‌شكافد. قبر مخفي دختر پيامبر(س) هرچند ساكت و بي‌صداست، اما با سكوت خود، چنان اعتراض بلندي را فرياد مي‌زند كه پيروان ايشان را پس از گذشت قرن‌ها در هم مي‌شكند و راه را به آنان نشان مي‌دهد. اما پرسش اينجاست كه آيا پيروان زهراي مرضيه(س)، نبايد به شيوه سوگواري و اعتراض سرور خود پايبند باشند و آيا شرايط كنوني جامعه و جهان اسلام، اشتراكاتي با مدينه زمان حضرت زهرا(س) ندارد؟هم‌اكنون در كنار جريان اصيل، دو رويكرد افراطي و تفريطي هم در جامعه ديده مي‌شود: رويكرد نخست، معتقد است، براي حفظ وحدت در جهان اسلام، بايد عزاي فاطمه(س) را از ياد برد و به آن نپرداخت و برخي از آنان كه در اين مسير تندروي‌هاي بيشتري هم كرده‌اند، حتي منكر برخي حقايق تاريخي شده و در شهادت بانوي دو عالم، تشكيك مي‌كنند! رويكرد دومي هم در جامعه به چشم مي‌خورد كه در آن براي بزرگداشت عزاي حضرت زهرا(س)، علاوه بر ذكر مصيبت آن حضرت، به نقل برخي موارد نامطمئن، موهومات و حتي جعليات نيز پرداخته مي‌شود و به مواردي كه مي‌تواند، منجر به خدشه‌دار شدن وحدت مسلمانان شود، نيز آشكارا و بي‌پرده دامن زده مي‌شود. هرچند ممكن است، بيشتر اين گروه با صفاي دل و خلوص نسبت به اهل بيت(ع) چنين كارهايي انجام دهند، اما پرسش اينجاست كه آيا اين شيوه و بيش از حد علني كردن برخي موارد در عزاي دخت پيامبر(ص) با مصالحي كه خود ايشان به آن پايبند بودند، سازگاري دارد؟به نظر مي‌آيد، رگه‌هايي از اين دو رويكرد افراطي و تفريطي، در متفكران، خطبا، ذاكران، مسئولان و به ويژه مسئولان فرهنگي و اصحاب رسانه و صداوسيما وجود دارد كه بايد پرسيد، چه ميزان با مختصات حركت فاطمه زهرا(س) مطابقت دارد؟ نكته آخر آن كه مسلم سرسلسله پيروان و عاشقان زهراي مرضيه(س) در قرن حاضر، فرزند ايشان، امام خميني بود كه علاوه بر مقام عصمت، قايل به سخن گفتن جبرائيل(ع) با حضرت زهرا(س) در دوران غمبار پس از پدرشان بودند. با اين حال بايد پرسيد كه مشي امام در عزاداري حضرت صديقه كبري(س) چگونه بود؟ منبع : بازتاب

Wednesday، June 28، 2006

سعادت دو جهان در گرو محبت علي -ع

سعادت دو جهان در گرو محبت علي -ع حضرت فاطمه (س) فرمودند : اِنَّ السَّعیدَ، کُلّ السَّعید، حَقَّ السَّعید مَن اَحَبَّ عَلیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعدَ مَوتِه همانا سعادتمند (به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132) شهادت جانگداز حضرت فاطمه سلام الله علیها تسلیت باد

Tuesday، June 13، 2006

سرود ملي در جام جهاني

سرود ملی در جام جهانی لحظاتی قبل از شروع بازی شما چه احساسی داشتید؟ منظورم همان موقعی است که دو تیم در یک ردیف ایستاده و در انتظار شروع بازی بودند. ابتدا سرود ملی مکزیک پخش شد. ارتش سبز به فرماندهی اوسوالدو سانچس همگی دست را به حالت افقی بر روی سینه قرار دادند و با صدای بلند سرود ملی کشور خود را فریاد زدند. این کار به تهییج طرفداران مکزیکی حاضر منجر شد تا برای لحظاتی نوادگان زاپاتا که بیش از دو سوم از سکوهای ورزشگاه را به خود اختصاص داده بودند، همزمان و با صدای بلند مشغول خواندن سرود ملی مکزیک شوند. این حرکت یک پیام مهم در پی داشت: اتحاد، همدلی و غرور ملی مکزیک. نوبت به پخش سرود ملی ایران رسید. انتظار داشتیم آن یازده نفری که مردم عنوان " ستارگان پارسی " را برای آنان برگزیده بودند، از همان ابتدا عزم، اراده، اتحاد و آمادگی خود را برای کسب افتخاری بزرگ برای فوتبال ایران نشان دهند. موسیقی سرود ملی ایران از بلندگو پخش شد، اما ستاره های مغرور و کاغذی حتی به خود زحمت زمزمه سرود ملی کشورشان را ندادند. حرکت دوربین تلویزیونی بر روی صورت تک تک بازیکنان ایران در چنین وضعیتی به واقع تلخ ترین لحظه مسابقه با مکزیک بود. کمیته فرهنگی فدراسیون در این هفته های آخر تمام هم و غم خود را بر روی تغییر شعار حک شده بر روی اتوبوس تیم، تعیین خواننده ترانه تیم در جام جهانی و نیز برنامه های متنوع در داخل و خارج کشور گذاشته بود، اما آیا وظیفه نداشت قبل از هرکاری به 23 بازیکن خود متن سرود ملی کشور و نحوه ایستادن و رفتار کردن در موقع پخش سرود ملی ایران را آموزش دهد؟ آیا فدراسیون که هزینه سفر صدها خبرنگار، عکاس، طرفدار و بوقچی را متقبل شده بود، برای خواندن سرود ملی کشور به اندازه بوق زدن هم اهمیت قائل نیست؟ طرفداران فوتبال ایران در آلمان که عموماً ایرانیان مقیم خارج از کشور هستند، انتظار بی جایی نداشتند، اگر از فدراسیون فوتبال می خواستند نسخه چاپ شده سرود ملی کشور را در اختیار آنها قرار دهند تا در یک بازی جهانی و ملی اینچنین مجبور نباشند فریاد مکزیکی ها و سکوت ستارگان پارسی خود را نظاره کنند. همانطور که آنها در خرید بلیط بازیهای تیم و حتی تهیه پیراهن تیم ملی با مشکلات فراوانی روبرو بودند و تعداد اندک ایرانیان حاضر در ورزشگاه و رنگارنگ بودن البسه ایشان در مقایسه با حضور چشمگیر مکزیکی هایی که اکثر آنها با لباس های متحدالشکل در ورزشگاه حاضر بودند، مؤید همین حقیقت بود. کشورها و ملت های بسیاری در آرزوی حضور در جام جهانی فوتبال، عظیم ترین رویداد بین المللی در کره خاکی هستند. ورزشکاران ما همواره با شعارهای ملی گرایانه خود اظهار امیدواری می کنند که بتوانند پرچم مقدس جمهوری اسلامی را به اهتزاز درآورده و سرود ملی کشور را طنین انداز کنند. اما در عمل آنچه مشاهده شد به شدت تأسف بار است. یازده نفر ایران که باید در خارج و داخل زمین یک تیم واحد باشند، حتی نتوانستند یک گروه سرود خوب برای کشور باشند. بسیاری از ایرانیان قبل از شروع بازی بود که به اطرافیان خود گفتند:" از همین نحوه خواندن سرود ملی دو کشور مشخص است چه تیمی برای پیروزی آمده است. " پس چندان هم دور از ذهن نیست، اگر در زمین بازی یک نفر فقط راه برود، یک نفر هر توپی می گیرد شوت بزند، آن یکی مدام دریبل بزند، و یا مربی تیم هیچ توجهی به آنچه در زمین می گذرد نداشته باشد. مکزیک در بازی یکشنبه شب یک ملت بود، اما ایران گروهی از پیش شکست خورده و از هم گسیخته. تیم ایران از نظر فنی و تکنیک انفرادی بازیکنان بسیار ارزشمندی را در اختیار دارد، و باید امیدوار باشیم مدیران و مربی تیم در بازی آینده بتوانند این ستارگان را در قالب یک گروه هماهنگ قرار دهند. به نحوه راه رفتن، حرف زدن، برخورد بازیکنان ایران و از همه مهمتر خواندن سرود ملی کشور توسط آنها قبل از بازی با پرتغال دقت کنید، قطعاً اگر تغییر ذهنیتی صورت گرفته باشد به سادگی به آن پی خواهید برد. منبع : www.footballroad.com

Thursday، June 08، 2006

جام جهانی

با آرزوی پیروزی و موفقیت تیم ملی جمهوری اسلامی ایران www.footballroad.com

Saturday، June 03، 2006

سفر عشق

سفر عشق بــــــــــــا دلِ تنگ به ســـوى تو سفر بايد كرد از ســـــــــــر خويش به بتخانه گذر بايد كرد پيــــــــر مـــا گفت: ز ميخانه شفا بايد جست از شفـــــــــــا جستنِ هر خانه حذر بايد كرد آنكــــه از جلوه رخسار چو ماهت، پيش است بى‏گمـــــــــــــــان معجزه شقِّ قمر بايد كرد گــــــــــــــر درِ ميكـــده را پير به عشاق گشود پس از آن آرزوى فتــــــــــــح و ظفـر بايد كرد گـــــر دل از نشئه مى، دعوى سردارى داشت به خــــــــود آييــد كه احساس خطر بايد كرد مـــژده اى دوست كه رندى سر خُم را بگشود بـاده نــــــوشان لب از اين مائده، تر بايد كرد در رهِ جستن آتشكـــــــــــــــده سر بايد باخت به جفـــــــــــا كارى او سينه، سپر بايد كرد ســـــر خُـــــــم باد سلامت كه به ديدار رخش مستِ ســــــــــــاغر زده را نيز خبر بايد كرد طــــرّه گيسوى دلدار به هر كوى و درى است پس به هر كوى و در از شوق سفر بايد كرد دیوان اشعار امام خمینی

Wednesday، May 31، 2006

سالگشت بزرگداشت امام خميني و 15 خرداد گرامي باد

به نام خدا همبستگي اسلامي از نگاه امام خميني ره إن هذه أمتكم أمه واحده و أنا ربكم فاعبدون براي پرداختن به بحث وحدت اسلامي از ديدگاه حضرت امام (ره) ذكر دو مقدمه كوتاه براي فراهم كردن زمينه بحث ضروري است. نخست اينكه اقسام وحدت كدام است و دوم اينكه اركان وحدت چيست. اما قبل از ورود به بحث نخست بايد بگوييم، مراد از وحدت به معناي لغوي و يا فلسفي و كلامي آن نيست. يعني مراد از وحدت، يكي شدن مذاهب اسلامي نيست، بلكه معناي اصطلاحي آن يعني همبستگي اسلامي و اتحاد و پرهيز از اختلاف و تمسك به مشتركات مذاهب و اتخاذ موضع واحد در برابر دشمنان و همدلي و همفكري و يكرنگي و محبت و صفا و دوستي و برادري اسلامي مدّ نظر است. وحدت در قرآن كريم در سه مورد به كار رفته است: 1- وحدت بشريت 2- وحدت اديان توحيدي 3- وحدت امت اسلامي وحدت بشريت يا أيها الناس انا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقيكم [1]. اين آيه اختلافات ظاهري قومي و قبيله اي را به راه درست وحدت سوق مي دهد. وملاك برتري انسانها را تقواي الهي معرفي مي كند. در اين آيه گفته شده است لتعارفوا، لا لتناكروا يعني اين قوميت ها و قبيله هاي مختلف براي اين نيست كه يكديگر را انكار و نفي كنيد. بلكه براي اين است كه يكديگر را بشناسيد و با هم انس پيدا كنيد، الفت داشته باشيد و يكديگر را تحمل كنيد و با ملاك برتري تقوا، همزيستي مسالمت آميز داشته باشيد. وحدت اديان توحيدي وحدت پيروان دين هايي كه ريشه آسماني دارند واز طريق پيامبران به وحي متصل هستند و اين همان اسلام به معني اعم است كه خمير مايه و ريشه اصلي همه اديان توحيدي است و برخورداري از معرفت ديني و الهي و ايمان به خداوند: قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم ان لا نعبدوا الا الله ولا نشرك به شيئا [2]. يعني بياييم و به آنچه بين ما مشترك است يعني كلمه مشترك روي بياوريم. (اهل كتاب شامل مسيحيان و يهوديان، پيروان حضرت عيسي و حضرت موسي - علي نبينا و عليهما السلام- است). و آن نكته مشترك اين است كه خداي ما يكي است و همه ما موحد و خدا پرست هستيم. وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين[3] حضرت نوح مي گفت : و أمرت أن أكون من المسلمين.[4] و حضرت ابراهيم نيز مي گفت : ولا تموتن الا و انتم مسلمون[5] و به شهادت و گواهي قرآن: ما كان إبراهيم يهوديا ولا نصرا نيا ولكن كان حنيفا مسلما [6]حنيف يعني يكتا پرست.مسلم يعني تسليم خداوند. بنابراين پيروان اديان الهي در اين اصل مشترك هستند كه التسليم لله، تسليم درگاه الهي باشند، التوحيد لله. ديدگاه توحيدي داشته باشند، العباده لله، خدا را عبادت و پرستش كنند، الإخلاص لله رفتار و گفتار و كردارشان از روي اخلاص باشد. و اين نكات با اتقاكم (تقوي الهي) ارتباط مستقيم دارد. يعني موحد بودن، تسليم در برابر خدا، عبوديت و اخلاص. وحدت امت اسلام إن هذه أمتكم أمه واحده و أنا ربكم فاعبدون [7] همه ما امت اسلام هستيم (موحد و خدا پرستيم) و پيرو يك پيامبر و يك شريعت. مسلمانان همه يك امت هستند ( امه واحده ) كه بايد عبوديت نشانه بارز آنها باشد. تا اين عبوديت موجب شود كه دستور و فرمانهاي قرآن و پيامبر را نصب العين خويش قرار دهند و اين فرمان الهي را عمل كنند كه و اعتصموا بحبل ا… جميعا و لا تفرقوا. همه به حبل متين الهي چنگ بزنيم و متفرق نشويم. اما اركان وحدت اسلامي چيست ؟ وحدت اسلامي دو ركن اساسي دارد: 1- تمسك به اصول قطعي و مشترك 2- مسئوليت مشترك ركن اول: تمسك به اصول مشترك ركن اول و نخستين شرط وحدت، تمسك به اصول است كه به حبل الله تعبيرشده است .يعني قرآن. هيچ مذهب و فرقه اي از مذاهب و فرق اسلامي نسبت به تمسك به اصل دين و مشتركات قطعي آن محكمات و مسلمات قرآني و اسلامي ترديد ندارد. خدا، قرآن، پيامبرr قبله و معاد و همچنين رعايت اصول اسلامي در سياست، در معاملات، در احكام، در قضاوت، در قصاص و ديات و… كه همه در اين موارد يك نظريه و ديدگاه دارند، اما در فروع و شيوه هاي اجرايي ممكن است برحسب نظر فقهاي مذاهب عمل شود كه اعتقاد هر مذهبي محترم و براي پيروان آن مذاهب پذيرفته شده است. ركن دوم: مسئوليت مشترك كساني كه اصول قطعي يك دين را پذيرفته اندو يك امت محسوب مي شوند، مسئوليت مشترك نيز دارند. در برابر رخداد هاي جهان اسلام نمي توانند بي تفاوت باشند. بايد با يكديگر همفكري و همدردي كنند و براي حل مشكلات مشترك جهان اسلام بكوشند. و به اين حديث شريف ونداي ملكوتي پيامبرr لبيك گويند كه: من اصبح لايهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم كسي كه به امور مسلمانان اهتمام ندارد ،مسلمان نيست . شرط مسلمان بودن احساس مسئوليت مشترك و فراتراز احساس عمل و اقدام و اهتمام است. و در حديث مشابه ديگر: من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم هركس بشنود كه مسلماني در گوشه اي از دنيا فرياد برمي آورد اي مسلمانان به داد من برسيد واو پاسخ مثبت ندهد مسلمان نيست . يعني وقتي كودك و نوجوان و جوان فلسطيني و زن و مرد فلسطيني از مسلمانان جهان كمك مي طلبند بايد به هر گونه كه مي توان به آنان ياري كرد. اين احساس مسئوليت مشترك و اهتمام به امر مسلمانان كه نتيجه عملي وحدت است بزرگترين شعار و آرمان و خط مشي و هدف امام خميني(ره) است كه در سخنان و نوشتار و پيامهاي ايشان به صورت مكرر ذكر شده است. امام خميني به وحدت به عنوان يك اصل استراتژيك مي نگرد كه اساس دعوت اسلام است. امام مي فرمايد: اصولا دعوت به اسلام دعوت به وحدت است». و فقط آنرا در دايره نظريه و تئوري محدود نمي كند بلكه براي اجرا و پياده كردن آن از هرگونه تلاش دريغ نمي نمايد. تذكر مي دهد كه وحدت بايد عملي باشد. امام مي فرمايد: « عملا باهم وحدت داشته باشيد. شما برادر هاي هم هستيد». و براي ايجاد زمينه در ذهن ها و انديشه ها و الفت قلب ها در پيام ها و سخنراني هاي خويش به اين نكته بارها اشاره و تصريح مي كندورمز پيروزي و كاميابي مسلمانان رادراتحاد مي بيند : « رمز پيروزي شما وحدت كلمه است ». و درجاي ديگر مي گويد: « بايد ما همه اين رمز را بفهميم كه وحدت كلمه رمز پيروزي است و اين پيروزي را از دست ندهيم». امام حفظ پيروزي رااز خود پيروزي مهم تر و با ارزش تر مي داند و بهترين راه براي حفظ پيروزي را وحدت و اتحاد معرفي مي كند و نياز امروز جوامع بشري و بويژه مسلمانان را وحدت كلمه مي داند: « شما امروز به وحدت كلمه احتياج داريد ، امروز بيشتر از ديروز احتياج داريد و فردا بيشتر از امروز». بنـابراين دست آورد بزرگ وحـدت پيـروزي و كاميـابي در همه عرصه ها است. در مذهب، فرهنگ، سياست، اقتصاد، علم و پيشرفت هاي نو. زيرا وحدت با خود امنيت، استقلال، عزت، آزادي، سربلندي، پيشرفت و توسعه به ارمغان مي آورد. امام مي فرمايد : « ما در سايه آرامش و وحدت مي توانيم به مقاصد عاليه اسلامي برسيم.» اختلاف و تفرقه به اندازه اي زشت و زيانبار است كه امام تفرقه را از شيطان مي داند. ايشان مي گويند: «تفرقه از شيطان است و وحدت كلمه و اتحاد از رحمان». پس هركس براي تفرقه تلاش كند، تلاش او شيطاني است و هركس براي وحدت و اتحاد كوشش كند كوشش او رحماني است : «اختلاف از زبان هركس باشد، از زبان هر موجودي باشد، اين زبان، زبان شيطان است». و براي پرهيز از اختلافات نا خواسته بين شيعه و سني مي گويند: «كسي كه بين شيعه و سني اختلاف ايجاد مي كند نه شيعه است و نه سني». و درجاي ديگر مي گويند: «در اسلام ، شيعه و سني مطرح نيست ، همه باهم برادر هستيم». امام برتري خواهي هاي نژادي ، قومي و زباني را نيزنمي پذيردونسبت به حقوق همه احترام مي گذارد: « تمام مسلمين- چه اهل سنت و چه شيعه – برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزايا و حقوق اسلامي هستند». امام به برافراشته بودن پرچم توحيد مي انديشد و ندا در مي دهد كه: « تمام مسلمين با هم برادر و برابرند و هيچ يك از آنها از ديگري جدا نيستند و همه آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد هستند». بديهي است در يك نوشتار كوتاه نمي توان همه ابعاد وحدت و آثار مثبت آن و پيامدهاي منفي اختلاف و تفرقه را برشمرد. از اين رو براي نمونه به همين چند مورد بسنده مي كنيم. و از خداوند متعال مي خواهيم به همه ما توفيق عمل به قرآن و سنت و سيره پيامبر براي ايجاد و گسترش وحدت عنايت فرمايد. زيرا تنها جز با وحدت عملي مي توان از درياي پرتلاطم اختلافها به سلامت گذر كرد و به ساحل سعادت و خوشبختي دست يافت. با اميد به همبستگي همه انسانها در اصول انساني و عقلاني با هر مكتب و انديشه و مذهب و گرايش و با آرزوي وحدت جهان اسلام. 1- حجرات 13 2- آل عمران 64 3- بينه 5 4- يونس 72 5- سوره بقره 132 6- آل عمران 67 7- انبيا 92 منابع : 1- قرآن كريم 2- كتب روايي اهل سنت و تشيع (صحاح سته و كتب أربعه) 3- صحيفه نور 4